تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرس التواريخ ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
بندر مسقط كه مكان خوارج و دار الملك آن گروه ضلالت بنيان است نموده بود چون زكى خان بعد از فتح مسقط طمع در دختر شيخ عبد اللّه عرب - از طايفهء بنى معين كه حاكم جزيرهء هرموز بود - كرده شيخ مذكور او را فريفته به جانب جزيرهء هرموز خواند و در روى دريا زورق او را از همراهان او جدا كرده به جزيره برده او را محبوس نمود . كريم خان زند ناچار يك پسر شيخ عبد اللّه را كه در شيراز به رسم گرو نگاه داشته بود روانه هرموز نمود و او نيز زكى خان را مرخص و روانهء شيراز كرد . و محمد پاشا برادر سليمان پاشاى بابان كه سابقا با كريم خان وكيل اظهار اخلاصى مىنمود به اين جهت معزول و عمر پاشا والى بغداد برادر او محمود پاشا را حاكم بابان نموده بود به كريم خان عرض حال كرد . وكيل ، عليمراد خان را با سپاهى بسيار به مدافعهء روميه مأمور ساخته و او در آن مقاتله گرفتار و لشكر كريم خان شكست يافته فرار گزيدند و عليمراد خان را مرخص كرده نزد وكيل فرستادند . لهذا به تدارك آن كار نظر على خان به اين رزم مأمور شد و عمر پاشا به معذرت و ضراعت پرداخت . و اما در عتبات عاليات جمعى از اهالى ايران به مرض طاعون درگذشتند و عمر پاشا به جمع و تصرف اموال آنها امر كرد . كريم خان پس از استحضار به رد آن اموال به وارثين حكم كرد و فرمان صادر نمود و عمر پاشا قبول ننمود . كريم خان به اين جهات صادق خان را بر سر بصره فرستاده وارد حويزه شده و از آنجا به كنار شط العرب رفته به ساختن زنجير جسر پرداخت و شيخ عبد اللّه منتفج « 1 » به حمايت اهل بصره مستعد مدافعه شد و وكيل دولت فرنگ « 2 » كه در بصره متوقف بود با چند فروند جهاز از ممر آب به ممانعت صادق خان آماده شد و جنگ درپيوستند . صادق خان بعد از غلبه بر لشكر بصره و شكست آنها از جسر عبور در هشتم شهر صفر به خارج بصره نزول نموده و سليمان آقاى متسلم بصره كه از جانب عمر پاشا والى بغداد در بصره حاكم بود محصور شد . و مدت چند سال صادق خان در حوالى بصره بمانده مفتوح نشد .
هامش
( 1 ) - اصل كلمه « منتفق » است اما اعراب اين ناحيه ، حرف قاف را به‌صورت جيم تلفظ مىكنند چنان كه قاسم را « جاسم » و شرقى را « شرجى » مىگويند . ( 2 ) - يعنى انگليسيها . رجوع شود به « خليج فارس » تأليف ارنولد ويلسون ، ترجمهء محمد سعيدى ( بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1344 ) .