قادر خان عرب حاكم بسطام در ايام غيبت آن حضرت مخالفتى كرده بود و از اموال ايشان غارتى برده در اين ايام هراسان بود ، در قلعهء بسطام خزيده خود را پاس مىداشت .
چون خبر عزيمت موكب و الا را به جانب بسطام شنيد به احتياط تهيهء خوددارى فراهم كرد . نواب و الا به غارت مراعى و مواشى او از حد شاهرود الى منتهاى بيارجمند فرمان داد . بيست هزار غنايم و بهايم نصيب سپاه نصرت كسيب آمد . و به راميان آمدند . نواب و الا خود از دنبال عساكره منصور به آهستگى عبور مىفرمودند ، در صحارى سرخ دشت نزول فرمودند . در آن شب آرتق نامى از معاندين و طايفهء كوكلان كه نهانى با دشمنان نواب و الا معاهده داشت فرصت كرده با يك دو تن در بالين نواب جهانسوز شاه آمده به قتل آن حضرت پرداخت و كار جهانى را ويران ساخت . نواب جهانبانى با معدودى از هواخواهان دولت سلطانى لاجرم به جاجرم رو نهاد . محمد يار خان و بابا ولى خان دوجى مغموم در حفظ نواب مهد عليا و متعلقين ايشان پرداختند . نواب مرتضى قلى خان ، مصطفى قلى خان را به تجهيز و تكفين نواب جهانسوز شاه سعيد مأمور كرد . وقتى رسيد كه ميرزا سعد اللّه و ميرزا عبد اللّه فندرسكى به شرايط اين كار اشتغال داشتند . نعش آن حضرت را به استراباد بردند . نواب مرتضى قلى خان نيز در آن حال دررسيد و آن حضرت را در جنب مزار خان سعيد شهيد محمد حسن خان - نور اللّه مضجعه - مدفون نمود .
محمد يار خان حرم و خدم را به انزان رسانيد و از مرتضى قلى خان مكرمتها ديد . نواب مرتضى قلى خان چون مايهء اين عمل را از ميرزا على خان دولو حاكم استراباد دانست به استراباد رفته در مجلس صحبت به اشارت او يكى از چاكرانش به قتل ميرزا على خان مبادرت جست .
مدت ايالت نواب جهانسوز شاه در حدود استراباد و دامغان و مازندران هفت سال بود و عمر شريف آن حضرت بيست و شش سال .
در اين سال ميرزا طوفان شاعر مازندرانى در نجف اشرف درگذشت « 1 » ( ر ه ) .
سال هزار و صد و نودم
كريم خان وكيل كه سابقا زكى خان زند را مأمور به نظم بنادر عمان و انضباط امر
هامش
( 1 ) - ميرزا طبيب هزار جريبى شاعر هجاگوى تندزبان . آذر مىنويسد : « مكرر اتفاق ملاقات افتاد » و ظاهرا ملاقات در اصفهان بوده . بارى « طوفان » در پايان عمر در نجف مجاور شد و هم در آنجا درگذشت . ( آتشكده ، ص 403 ) .