سمن بر چمن كرد قصد هجوم * چو بر چرخ اخضر هجوم نجوم 185
سمند سمندروش برقخيز * چو گردون توانا و چون برق تيز 279
سمى نبى شاه باقرلقب * وصى ولى ماه وافرادب 75
سنان عدوافكن سرفراز * ازو گشته كوتاه عمر دراز 54
سنان قلم را زبان تيز كن * به هر صف ز شنجرف خونريز كن 73
سنانها به خون سرخ منقار شد * به خون عدو تيز گفتار شد 342
سنين رمح او باشد شهابى * كه گردد رهنما تا عرصهء نيل 49
سواران صف عزم آراستند * به كين عدو از زمين خاستند 190
سوى اصفهان راند وحشى ز قم * كه آنجا كند ربقه عمر گم 254
سوى خيمهء شه چو كردى نظر * چو ديدى در آن شمع را مستقر 95
سوى كعبه چه روم يثرب و بطحا چه كنم * يار اينجاست من دل شده آنجا چه كنم 17
سهام تفك آتشين چون شهاب * پى رجم شيطانيان در شتاب 235
سيمابى شد هوا و زنگارى دشت * اى دوست بيا و بگذر از هرچه گذشت 114
سيهفام و گلرنگ شد روز كين * ز خاك و ز خون آسمان و زمين 137
شاطران در جلو نسيماثر * هر يكى را به دست ناخج زر 355
شاها ز بهر فتح تو آمد عروس نص * تو يوسفى و قصّهء تو احسن القصص 229
شاه را مايهء امانى دار * عدل او را فلك مبانى دار 372
شاهى كه كمينه ملك او روم و رى است * اورنگنشين تخت جمشيد و كى است 103
شب از بهر طاعت وسيع المجال * پى روزه روزش سريع الزوال 178
شبانروزى دو بار اطعام كردى * به هريك فكر خاصّ و عام كردى 380
شب غازيان زو تهى از ظلام * ولى روز شروانيان كرده شام 132
شب كز سردى چشمه افلاك ببست * اشكم همه در ديدهء نمناك ببست 176
شب و روز جاهت دلافروز باد * شبت قدر و روز تو نوروز باد 97
شب و روز خورشيد و مه چاكرش * زحل هندوى پاسبان بر درش 328
شبى چون روز روشن در سعادت * دليل اهل دولت بر سعادت 95
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 561
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٦١