خدا كردش از جنس نعمت لباس * چو بنهاد بر شكر نعمت اساس 240
خدا كشتى آنجا كه خواهد برد * و گر ناخدا جامه بر تن درد 269
خدا و نبى را چو طاعت كند * اولو الامر را نيز اطاعت كند 270
خدايا تو اين خسرو حقپرست * كه بهر جهادست بگشاده دست 106
خدايا تو اين خسرو كامياب * كه بهر غزا كرده پا در ركاب 224
خدايا تو اين شاه با داد و دين * كه آمد جهان خاتم و او نگين 118
خدايا تو اين شاه با دين و داد * كه دينپرورى مىكند در جهاد 163
خدايا تو اين شاه را كز نخست * به فضل تو شد دين و دولت درست 155
خدايا تو اين [ شاه ] عرشىنسب را * كه بر اوج [ گردون ] رساندى جنابش 246
خدايا تو اين نخل اقبال و جاه * كه هستند ازو عالمى در پناه 145
خداى جهان صانع هرچه هست * به قدرت نگهدار بالا و پست 130
خديو از خدا خواست فتح قريب * خدا كرد اجابت فنعم المجيب 140
خرد تاريخ اين ناخوش خبر گفت * دو صد حيف از جناب خواجه يحيى 387
خرد را از آن قلعه در چشم ديد * به ملك عدم گشت راهى پديد 280
خرد را چه ياراى گفتوشنود * كه اين چيست و آن از براى چه بود 388
خرد را درين منزل هولناك * چه اميد غير از نويد هلاك 188
خرد را نيامد كسى در نظر * بر آن خوان ز سنبوسه دارندهتر 214
خرد كرد بر دل رقم بىمداد * دو صد قصّه زين صفحهء بىسواد 45
خرد كز دقّتش گردون نجسته * بُود در فكر سيرش پاىبسته 211
خرد گفتا طلوع اينچنين چيست * دگر تاريخ اين دارد چه تحليل 49
خردمند هرچند باشد دقيق * نيارد شدن فارق از هر فريق 120
خضر ره گشت شاه فرخنده * شد سپاه از كرامتش زنده 189
خط دورش هالهء بنموده ماه * غور حوضش تا فلك بگشوده راه 257
خطوط و جداول بود دامشان * كه گشته وحوش فلك رامشان 82
خلايق بىكران از ترك و تازيك * شده يك جاى جمع از دور و نزديك 216
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 545
مساهمون: محمد رضا نصيرى
ص٥٤٥