پدم : 1 فرسخ كمتر مشرقى « قير » است .
پرگان : به مسافت كمى مشرقى « قير » است و آن را قلعه پرگان نيز گويند و چنان كه در گفتار اول فارسنامه نگاشته گرديد در سال 1249 عالىجاه آقا بابا خان لله باشى مازندرانى در اين قلعه پرگان عاليجاه مرتضى قلى خان ايل بيگى را مأخوذ داشت .
بهمن : 2 فرسخ بيشتر ميانه جنوب و مشرق « قير » است .
خمار : 2 فرسخ و نيم ميانه جنوب و مشرق « قير » است .
ده به : 1 فرسخ و نيم ميانه شمال و مشرق « قير » است .
سگدوان « 1 » : نيم فرسخ مشرقى « قير » است .
شيخ نو : 2 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « قير » است .
علمدار : 2 فرسخ بيشتر ميانه جنوب و مشرق « قير » است .
على آباد : 2 فرسخ بيشتر مشرقى « قير » است .
قلات : 2 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « قير » است .
قير : همان قصبه « قير » است .
كارزين : 1 فرسخ و نيم ميانه جنوب و مشرق « قير » است در قديم شهرى بود و اكنون قريه گشته است .
گاوكى : 2 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « قير » است .
كردشول : نيم فرسخ ميانه شمال و مشرق « قير » است .
كرد شيخ : 3 فرسخ ميانه شمال و مغرب « قير » است .
گندمان : نيم فرسخ ميانه مغرب و جنوب « قير » است .
كيفر كان « 2 » : 1 فرسخ و نيم مشرقى « قير » است .
مبارك آباد : 5 فرسخ ميانه جنوب و مشرق « قير » است .
منال : 1 فرسخ مشرقى « قير » است .
منصوره : 2 فرسخ بيشتر ميانه جنوب و مشرق « قير » است .
وخشك « 3 » : 1 فرسخ و نيم مشرق « قير » است .
[ 50 ] - بلوك كارزين
همان بلوك قير و كارزين است . شيخ مجد الدين ابو طاهر محمد بن يعقوب فيروز آبادى در كتاب قاموس در ذيل لغت « كرز » فرموده است : كارزين شهرى است در فارس و از اين شهر جماعتى از علماء و محدثين برخاسته « 4 » است و از آنهاست :
محمد بن حسين مقرى حرم كارزينى و نيز فرموده است : ولادت من در اين شهر اتفاق افتاد .
هامش
( 1 ) . ( سكه روان ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 313 .
( 2 ) . ( ليفرجان ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 313 .
( 3 ) . ( وجشك ) . كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 313 .
( 4 ) . در متن : ( برخواسته ) .