نى اول و نزديك به 100 ذرع از يكديگر و همچنين تا به مسافت يك ميدان اسب رسد ، پس چندين شاخه نى 3 ذرعى بر سر هر شاخه لباس كهنه به درازاى نيم ذرع بسته هر يكى را به دست كودكى دهند و اين كودكان در دو جانب نيهاى نصب شده از جانب خارج در صحرا پراكنده شوند و چون گله گنجشك بخواهند از جانبى ديگر روند اين كودكان نيها را حركت داده ، تمام گنجشكها در ميانهء نيهاى اول شده به جانب شبكه روند و چون نزديك شوند يكى از آن دو مرد كه سر ريسمان دام را داشت ، برخاسته « 1 » ، گچينه را به هوا انداخته ، آواز باشه دهد و تمام گنجشكها از هوا ميل به زمين كرده به جانب درخت كنار روند ، پس آن دو مرد به چالاكى دو ريسمان دام را حركت داده ، دهان دام باز شده تمام گنجشكها داخل دام شوند ، صورت درخت و دام و نيها :
و محصول جلگاء كازرون گندم و جو و برنج و تنباكو و كنجد و ماش و لوبياست و گندم و جو ديمى در اين جلگا در سالهاى تر ، هريك من بذر ، گاه باشد صد من ريع دهد ، هواى جلگاء كازرون در تابستان گرم است و در نه ماه ديگر در كمال اعتدال . بقولات كازرون از بيشتر جاهاى فارس بهتر شود و هندوانه آن از سالى به سالى بماند و بسيار ديده شده كه هندوانه سال پيش را براى امتحان با هندوانه سال ديگر بياوردند و هندوانه نو را از كهنه نشناختند و در باغهاى كازرون انواع درختها ، حتى درخت گردو به خوبى و خرمى پرورش كند :
درختهاى بارور چو اشتران باربر « 2 » * همى ز پشت يكدگر كشيده صف قطارها
مهار كش شمالشان سحابها رحالشان * اصولشان عقالشان فروعشان مهارها
باد بهارش را از هواى روضه خلد گرفتهاند و خاكش را از زمين بهشت آوردهاند ، بساط سبزهاش به گلهاى رنگين آكندهاند ، گوئى كه كوه از شقايق رنگين آراسته گوهر بدخشان را .
و آن نرگسكان كه همچو طنازان * بگشوده به ناز چشم فتان را
بر سر هر نرگسى ماهى تمام * شش ستاره در كنار هر مهى
هر كجا پوئى ز مينا خرمنى است * هر كجا جوئى ز ديبا خرگهى است
نرگس تازه ميان مرغزار * همچو در سيمين زنخ زرين چهى
بر سر هر شاخسارى مرغكى است * بر زبان هر يكى بسم اللهى
بوستان افروز پيش ضميران * چون نزارى پيش روى فربهى
هامش
( 1 ) . در متن : ( برخواسته ) .
( 2 ) . در متن : ( بازبر ) .