وفات نمود :
گر نيست عنايتى ، عتابى * چندانكه نشاند التهابى
آقا محمد صادق تسبيحساز شيرازى : از اهل محلهء سنگ سياه شيراز است ، در فنون كمالات صورى ، مهارتى تمام داشت ، اين بيت از اوست :
نيم نانم نى و بدنام « سنان » * پر زيان ديدم ز ملك « پرزيان »
« سنان » و « پرزيان » نام دو مزرعه است در بلوك فسا ، در سال 1250 و اند وفات يافت .
آقا محمد لله : شرح حالش در ذيل محلهء بالا كفت « 1 » گفته شد .
محمود شيرازى : در محلهء بالا كفت گفته شد .
مرزبان فارسى : مداح سلاطين سلجوقى است :
هر روز خيزم از هوس عشق سوى دوست * همچون شرر ز آتش و همچون بخار از آب
گر بانك بر زمانه زند درهم اوفتد * چون زلف روى يار شب و روز از شتاب
چون دى شود ز بيم وى امروز در عدم * و امشب ز بس نهيبش چون دوش در حجاب
اين شور نگر كه در جهان افتاده است * خلق از پى سود در زيان افتاده است
به ز آن نبود كه ما كنارى گيريم * اى واى برآنكه در ميان افتاده است
مرشد شيرازى : شرح حالش در محلهء لب آب شيراز گذشت .
مرشد شيرازى مشهور به خواجه مرشد بود . اين شعر از اوست :
پهلوى سگ تو جاست ما را * جائى به از اين كجاست ما را
مشتاق شيرازى :
هر لحظه ز من روايتى مىشنوى * وز قصهء من حكايتى مىشنوى
سوز دل من فسانهاى پندارى * من مردم [ و ] تو شكايتى مىشنوى
مشفق شيرازى : در محلهء بازار مرغ است .
معين الدين شيرازى : اين [ دو ] بيت از اوست :
ايام بقا چو باد نوروز گذشت * روز و شب ما به ماتم و سوز گذشت
تا چشم نهاديم به هم صبح دميد * تا چشم گشوديم ز هم روز گذشت
مقيم شيرازى : اين بيت را در نشستن زليخا به سر راه يوسف گفته است :
به راهش خانهاى از نى بنا كرد * در آن نى [ ها ] بهسان ناله جا كرد
مكتبى شيرازى : گويند در قريهء مسجد بردى « 2 » ، فرسخى ميانه مغرب و شمال شيراز ، در
هامش
( 1 ) . در متن : ( بالا گفت ) .
( 2 ) . در قصر الدشت كنونى .