مرا سيد شريف آن بحر ز خار * كه رحمت بر روان پاك او باد
وصيت كرد و گفت ار آنكه خواهى * كه باشد در قيامت جان تو شاد
چنان مستغرق احوال خود باش * كه از حال كسى نايد ترا ياد
و از احفاد مير شمس الدين محمد پسر مير سيد شريف است : اديب اريب ميرزا محمد على مشهور به ميرزا مخدوم شريفى سنى حنفى شيرازى صاحب كتاب نواقص الروافض كه شرح حال او « 1 » در ذيل زمان سلطنت شاه اسماعيل دويم صفوى در سال 985 نگاشته گرديد .
جناب شيخ عبد الجبار مجتهد در محله سر باغ مذكور است .
جناب مستطاب شيخ عبد النبى امام جمعه . ذكر آن جناب در محله سرباغ است .
جناب آقا لطف على مجتهد . شرح حالش در محله بازار مرغ است .
و از علماى مشهور فى الآفاق حجة الاسلام بالاستحقاق حاج ميرزا محمد حسن شرح حال آن جناب در ذيل محله درب شاهزاده است . « 2 »
و از اعاظم علماى عالم است امام اقدم ، همام اعظم ، مولاى فاضل امم ، ناصب رايات ملت بيضا ، ناصر « 3 » آيات شريعت غرا ، ملك اعاظم سادات ، متحلى به اقسام سعادات ، زبده اولاد سبطين ، قدوهء امجاد خافقين ، سيد جيد ممجد الحاج امير صدر الدين محمد دشتكى شيرازى « 4 » جد اعلاى نگارندهء اين فارسنامه ناصرى كه شرح حالش بر سبيل اجمال در ذيل محله سردزك شيراز نگاشته گرديد .
در كتاب روضات الجنان و كتاب سلم السموات نوشته است كه در مجلس مشحون از علما و اكابر ، امير غياث الدين منصور ، ولد الصدق حضرت امير صدر الدين معظم اليه كه سن شريفش به هيجده سال رسيده بود ، جناب محقق صمدانى ، مولانا جلال الدين دوانى را مخاطب ساخته مطلب علمى را به عنوان مشاجرت سؤال نمود و جناب مولانا اعراض از جواب نمود ، پس رنگ چهرهء حضرت امير صدر الدين از اين اعراض متغير گشته ، به جناب مولانا فرمود : بندهزاده با شما چنين مىگويد ، مولانا در جواب گفت شما خود بفرمائيد تا ببينم چه مىفرمائيد .
در كتاب مجالس المؤمنين نگاشته است « 5 » كه : سيد الحكماء المدققين امير صدر الدين محمد دشتكى ، اسكنه اللّه فى صدر الجنان ، كنيت عاليش ابو المعالى و لقب شريفش به لسان ارباب فضل و كمال ، صدر العلما و صدر الحقيقه است و چنان كه سابقا در احوال سيد جليل محدث امير اصيل الدين كه از بنى اعمام اوست مذكور شد آبا و اجداد امجاد او تا حضرات ائمه معصومين ( ع ) حافظ احاديث و حامل علوم شرعيه بودهاند و اول كسى از اين سلسله جليله كه از مطالعه كتب حديث عامه واسوخته ، متوجه علوم حكميه رسميه گرديد و به مرتبه اعاظم حكما رسيد ، حضرت مير بود كه استفاده كثيرى از شرعيات را از والد ماجد خود مير غياث الدين منصور پسر عم خود مير نظام الدين احمد نمود و شطرى از علوم عربيه و فنون ادبيه را بر پسر عم خود مير حبيب اللّه
هامش
( 1 ) . در متن : ( او را ) .
( 2 ) . مذكور در حاشيه كتاب .
( 3 ) . در متن : ( ناظر ) .
( 4 ) . روضات الجنات ، ج 6 ، ص 98 تا 103 .
( 5 ) . مجالس المؤمنين ، چاپ اسلاميه ، ج 2 ، ص 229 .