تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1137

مساهمون:

ص١١٣٧
محله بازار مرغ نوشته شد . و از مشاهير عرفا و علماى شيراز چنان كه قاآنى فرموده است « 1 » : شمس الموحدين ميرزا - ابو القاسم شيرازى مشهور به ميرزاى سكوت ( رحمة اللّه عليه ) سر حلقه خاموشان « 2 » و مقصد خرقه - پوشان ، جمعى او را مسلمان و گروهى نامسلمان گفتند ، برخى بر آن بودند كه در يمن ايمان ، عمال سهيل دارد و در چمن ايقان ، كمال كميل ، بهرحال پيرى پارسى و ميرى پارسا كه فكر جهانى در پايهء قدرش نارسا ، همواره زبانش از گفتن خاموش و از ياد خويشتن فراموش ، با اينهمه خاموشى زبان همه و با آن همه فراموشى شبان رمه ، وقتى عوام كالانعام با آنكه جز خاموشى سخنى باطل از او نشنيده و جز سفيدى موى ، آيهء سياه‌دلى از وى نديده بودند ، قتلش را صلاح و خونش را مباح دانستند و به انديشهء اين معنى مريدانش كه هريك والى كشورى و قائد لشكرى بودند ، تدارك آلات حرب و ضرب نموده ، پاى پيش نهادند ، چندان كه مريدان به التماس مدافعه كوشيدند ، حضرتش ممانعت فرمود ، چون گروه بدخواه آمده ، درب سراى او را مفتوح ديده ، موجب فتوح شمردند ، غافل از آنكه عادت درويش رفع بواب و فتح ابواب است با زبانهاى لاعن و سنانهاى طاعن داخل سرا گشته ، پيرى را در كنج عزلت نشسته و لب از تكلم بسته ديدند ، خواستند زبان را به لعن و سنان را به طعن دراز كنند ، آن جناب تبسم فرموده ، بگفت باعث ازدحام چيست ؟ يكى گفت آنجا كه عيان است چه حاجت به بيان است ، پس فرمود هرگز جز راه شرع نرفته‌ام در جوابش گفتند چنين است اما برخى از محرمان تو از محرمات نپرهيزند ، فرمود برادر را به جاى برادر نكشند ، گفتند بر جمعى كه با دل سياه بر دلبر ساده جوشند و ساغر باده نوشند ، در را گشائى ، فرمود اى عجب بر شما كه براى كشتن من آمديد در را نبستم ، چرا بر كسانى كه به ارادت آيند ، در بندم ، از سخنان آن جناب است « 3 » : « راحت نفس در دو چيز است : « نمىدانم » و « نمىخواهم » چنان در « نمىدانم » مستغرغم كه « نمىخواهم » را فراموش دارم . » در سال 1239 در شيراز وفات يافت [ و ] در آستانه حضرت شاهچراغ مدفون گرديد و تاريخ سال وفاتش مطابق با شماره كريمهء « هو الذى لا يموت » است . « 4 » و از مشاهير علما و سادات عالى درجات شيراز است : حضرت سيادت و نقابت و افادت و افاضت منقبت ، سلطان الحكما و سيد العلماء ميرزا احمد نظام الدين علامه . شرح حال آن جناب در ذيل محله سردزك نگاشته گرديد . و از اعاظم علما و سادات و اعيان شيراز است : قطب فلك جاه و جلال ، مركز دايره عزت و اقبال ، امير ممجد ، مقبول سلاطين ، نواب ميرزا احمد نظام الدين دويم ، نوادهء ميرزا احمد نظام الدين اول . شرح حال آن جناب در ذيل محله سردزك گفته شد . و از علماى مشهور شيراز است : جناب شيخ احمد تمامى [ كه ] شرح حالش در ذيل محله بازار مرغ است .
هامش
( 1 ) . ر ك : پريشان قاآنى ، ص 49 و 50 و 51 ، چاپ تاجر شيرازى ، سال 1273 : كليات ديوان . ( 2 ) . اگرچه در پريشان قاآنى اين كلمه ( خاموش ) است اما خطاط فارسنامه آن را ( خواموش ) نوشته است . ( 3 ) . اين گفته را قاآنى در ( پريشان ) روايت كرده است . ( 4 ) . تفصيل احوال او را در جلد سوم ، دانشمندان و سخن‌سرايان فارس ، ص 167 تا 171 و گلشن وصال ، حاشيه صفحات 22 و 24 و 25 تا 28 ، بخوانيد .