هريك براى تبرك چند بيتى نگاشته گرديد :
در افتتاح كتاب وامق و عذراست :
اى به نامت افتتاح نامهها * وى به يادت گرمى هنگامهها
نام تو ديباچهء ديوان عشق * ياد تو سرمايهء دكان عشق
كار زاهد ذكر و ذكرش نام تو * جان عاشق مست و مست جام تو
از شعاع ماه مهرافروز تو * وز فروغ مهر ظلمتسوز تو
پرتو پيرايهء مهپيكران * ذره بىمايهء خوشمنظران
داشت باغى وامق آن سرو گزين * رشك جنت ، غيرت خلد برين
وه چه باغى نرگسش چون چشم مست * ميگسار و مى فروش و مى پرست
وه چه باغى سنبلش چون زلف يار * مشكفام و مشكساى و مشكبار
در كتاب مهر و ماه فرموده است :
محمد گوهر درياى بينش * در يكتا و فخر آفرينش
ضياء ديده ارباب ادراك * فروغ مشعل ايوان افلاك
شميم گل ز جيب او نسيمى * نسيم جان ز زلف او شميمى
نخستين نقش آن كلك گهرپاش * كه زد بر لوح هستى نقش ، نقاش
چو كرد آغاز ، ايجاد جهان يار * جهاندار و خداوند جهاندار
نخست از مثقب هستى درى سفت * كه از نور جمال او برآشفت
فرو ماند از فروغ نقش ، نقاش * نگار قدرت كلك گهرپاش
بيا ساقى كه عشق كينه بنياد * ز راه كينه خاكم داد بر باد
به خاك من كه بادش پرده بر در * به جاى آب مى ريز آتش تر
در افتتاح [ ا ] شترنامه فرموده است :
تا كه نشان از دل و از دلبر است * نام خدا زينت هر دفتر است
اول دفتر چو كنى شكر دوست * شكر آن شكر ز انعام اوست
خيز شتربان به هواى عراق * نغمهسرا شو به نواى عراق
خيز كه اين اشتر صحرانورد * خاك عراقش طربانگيز كرد
خيز و مهار شتر مست گير * دل شدهاى را ز وفا دست گير
كاين شتر مست گسسته مهار * مىفكند در گلم از كينه ، بار
در افتتاح الهىنامه فرموده است :
به نام خداوند بالا و پست * كه مخمور اويند هشيار و مست
جز او كيست تا خودنمائى كند * به كام دل خود ، خدائى كند
بلندى ده طارم نه سپهر * ضيابخش رخسارهء ماه و مهر
در افتتاح كتاب وصف الحال فرموده است :
اى ز نام تو نامه پر زيور * وى ز شكر تو خامه پر شكر
خامه من كه چنگ خوشسخن است * چنگ نه طوطى شكرشكن است
چون به شكر تو گشت شكربار * چكد آب حياتش از منقار