حفظ العهود و الوفا * حق لاخوان الصفا
حقيقة الصديق * تعرف عند الضيق
يختبر « 1 » الاخوان * اذا جفا « 2 » الزمان
لا خير فى اخاء * يكون فى الرخاء « 3 »
و تمام كتاب از اين مقوله است و چنان كه در ذكر سلسله جليله سادات حسينى مشهور به فسائى در ذكر اعيان محله بازار مرغ گذشت خلف الصدق حضرت مغفرت مآب سيد على خان قدس سره است :
جناب مستطاب خلف اعاظم اسلاف ، شرف اشراف آل عبد مناف ، مخدوم اهل علوم ، محيى قواعد حدود و رسوم سيد ممجد ميرزا مجد الدين محمد در سال 1105 در شهر حيدر آباد دكن هندوستان متولد شده در سال 13 [ 11 ] در خدمت والد ماجدش به مكه معظمه آمده ، در سال 17 [ 11 ] وارد شيراز گشت و در سال 81 [ 11 ] در قريه رونيز فسا به رحمت ايزدى پيوست ، او را دفن نمودند و بقعه وسيعى بر قبرش ساختند و تاكنون زيارتگاه اهل آن سامان است و از آن جناب هفت نفر پسر باز بماند ، ذكر سه نفر آنها در محله بازار مرغ ، در ذيل سلسله سادات حسينى ، مشهور به ميرزايان فسائى نگاشته گرديد و ذكر سه نفر ديگر از آنها در ذيل اهالى بلوك فسا نوشته شود .
پسر هفتمين مرحمت پناه ميرزا مجد الدين محمد طاب ثراه : نور حدقه سيادت و نور حديقه سعادت ، خلاصه اولاد رسول ، نقاوه احفاد بتول ، قدوه سادات ، مجمع سعادات ميرزا حسن احسن اللّه - اليه فى السر و العلن ، والد ماجد نگارندهء اين فارسنامه ناصرى است . در سال 1180 متولد شده ، بعد از يك سال والد ماجدش به رحمت ايزدى پيوست و در حمايت برادر بزرگوارش قدوهء اعاظم و اسوهء افاخم ميرزا جانى طاب ثراه كه شرح حالش در ذكر محله بازار مرغ گذشت ، تربيت شده ، كمالات لايقه را آموخته ، خط نسختعليق را خوش مىنوشت و از املاك موروثه خود ، زندگانى كرده ، عموم عمر خود را در محال بلوك فسا بسر رسانيد و در سال 1237 به رحمت ايزدى پيوست و در قبر والد ماجدش در بقعه مشهوره به بقعه ميرزا واقعه در قريه رونيز علياى فسا مدفون گشت و از او سه نفر پسر باقى ماند :
اول آنهاست : سلاله دودمان مصطفوى و نقاوه خاندان مرتضوى ، جامع معقول و منقول و مقبول ذوى العقول ، فاضل ممجد ميرزا سيد محمد برادر اعيانى نگارندهء فارسنامه ناصرى . در سال 1230 متولد شد ، مدتها در خدمت پسر عم ماجد خود ميرزا ابو الحسن خان مجتهد كه شرح حالش در ذكر محله بازار مرغ در سلسله سادات حسينى فسائى گذشت استفاده علوم عقليه و نقليه نموده ، در همه فنون علميه ، خصوص عقليات سرآمد اقران خود گرديد و از حوادث دهريه از شيراز مسافرت كرده ، چندى در شهر رشت اقامت داشت و طلاب علوم را بهرهمند ساخته از رشت به قزوين آمد و چند سال در قزوين توقف نمود و به اندك معيشتى گذران نموده ، جز افاده
هامش
( 1 ) . در متن : ( و يخبر ) .
( 2 ) . در متن : ( جفى ) .
( 3 ) . در متن : ( رخا ) .