تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فارسنامه ناصرى ( فارسى ) — صفحة 1034

مساهمون:

ص١٠٣٤
بود و حاجى ميرزا جعفر خان در مبادى عمر به ضابطى ناحيه خورموج برقرار گرديد و در سال 1258 حاجى خان ، حاكم نواحى دشتى به قهر و غلبه قلعه خورموج را تصرف نمود و حاجى - ميرزا جعفر خان فرار كرده ، مدتى در ناحيه تنگستان بماند ، پس به شيراز آمده ، توقف نمود و با بزرگان مراوده كرده ، در زمرهء آنها محسوب گرديد و در سال 62 [ 12 ] به امارت ديوانخانه عدليه سرافراز آمد و با اهل كمال مجالست نموده ، از كمالات رسميه بهرهء وافر ديد و در كتب سير و تواريخ ممارست « 1 » كرده ، اطلاعى كامل بيافت و تاريخ آثار جعفرى را نگاشته به نظر اولياى دولت عليه رسانيده به لقب حقايق نگارى مفتخر گرديد پس تاريخى مفصل نوشته نامش را نزهة الاخبار گذاشت و در سال 1301 در عراق عرب به رحمت ايزدى پيوست . و اخلاف صدقش ميرزا على خان حقايق نگار و ميرزا ابو الحسن خان و ميرزا محمود خان و ميرزا محمد خان همه در مبادى زندگانى و عنفوان جوانى به كمالات لايقه آراسته‌اند و ميرزا - على خان در علم تاريخ سرآمد اقران است و ميرزا ابو الحسن خان به علاوهء كمالات ايرانى ، زبان انگليسى را آموخته ، محسود اماثل گشته است . و از اعيان اين محله است : قدوهء اخيار و زبدهء ابرار حاجى على رضاى تاجر شيرازى در مبادى عمر خود تحصيل مقدمات علميه را نموده ، مسائل فرضيه را آموخته ، در تجارت و درستكارى ، گوى سبقت را از همگان ربوده ، مشهور هند و روم گشته ، امين جناب حجة الاسلام حاجى ميرزا - محمد حسن مجتهد شيرازى ادام اللّه عمره شده اخماس بنى هاشم و حق مظالم را به وكالت آن جناب از ارباب ثروت تحويل گرفته ، در وجه و حواله‌جات حجة الاسلامى كارسازى دارد . و از اعيان اين محله است : حاجى ميرزا عباس جراح : مهارتش « 2 » در فنون جراحى و دستكارى معروف و حذاقتش بين الاقران مشهور ، چشم آب آورده را چون او كسى ميل نزند و اوجاع مفاصل و بثورات غريبه را مانند او كسى معالجه نكند ، حق علاج را از فقرا و مساكين نخواهد ، بلكه گاهى دوا و غذا را از خود دهد .
هامش
( 1 ) . در متن : ( ممارت ) . ( 2 ) . در متن : ( محارت ) .