هر نبى را طريقتى ديگر
1165
هزار پير و ولى بيش بينى اندر وى
903
هست آن سمند تيزرو هنگام جستن گاه دو
1427
هست باغى نه باغ بلكه بهشت
1236
هستند ز بيداد تو ملكى همه در داد
1569
هستى او واجب و باقى به ذات
1568
هلال نيست يكى نعل پارهء شاه است
1337
هله بر فراز شاها به فلك لواى دوست
1013
هله شمع بزم صفوت در برج لافتاتى
1013
هم آنگه برآمد يكى باد و ابر
1473
هم از پهلو پارس و كوچ و بلوچ
140
هم از دشت برگ و هم از كوه شخ
1504
هم آفاضت را مفيضى در حديث
1399
همانجاست كاندر زمستان مجر
1504
همانجاست كز تابش آفتاب
1504
همان درخت كه بودى چو قوه سينا
1230
همان مردمى را كه گفتم به نام
31 ، 1572
هماى روح پاك شيخ سعدى
1170
هم بركهاى افكند بن ، كش وصف نايد در سخن
1279
هم به شهر جود و احسان پادشاست
1082
همت به دام حلقه آن زلف تابدار
1020
همچنان اول با هزار وحشت و بيم
67
همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد
1170
همچو كركس پاىبند جيفه دنيا نهايم
1090
هم چون به دشت از دير گه بدست بنيادى قبه
1279
هم چهر نكوخواه تو چون خون كبوتر
1062
هم در كنار راغها ، افكند بنيان باغها
1279
همدم رنج و عنايم ، محرم درد و تعب
957
همدم زاغان زشت آواى گلخن نهايم
1090
هم رعد شاهدانه زند خنده قاهقاه
1172
هم كرد در جهرم بنا نيكو رباطى دلگشا
1279
هم گوش منى كه با تو بنيوشم
1007
هم مدرسى افكنده پى ، يونان به رشك از خاك وى
1280
هم مسجدى افكنده بن عالىتر از كاخ سخن
1280
همه آلودگان آيند در وى
1234