مرا تعليم گر شد خضر و گفتا با خرد برگو
1283
مراد از جام و از جم كيست جز محمود ابو القاسم
1285
مرا زين پيش بودى سخت انكار
1401
مرا كه تكيه بر ايام نيست قاآنى
1129
مران ز باغ سر كوى خويش سائل را
1427
مرا او را فراوان نمودند گنج
143
مرتبهدان همه شى دانش است
1157
مرحبا اى برق منشور عجاب
1088
مرد خردمند هنرپيشه را
937
مرد عاقل غم روزى نخورد ز آنكه بود
1031
مردهء او نه خضر آب حيات
1165
مرغ آبى مىكند از سوز دل خود را كباب
68 ، 432
مرغ دلم صيحهء مردانه زد
1088
مرغ غزلخوان به شاخسار تو گويى
1016
مرغولهزن مرغ سحر ، گه ساز زير و گه زبر
1514
مركز دايرهء رحمت رحمن و رحيم
1156
مس كمبهاى فرهنگ چگونه زر توان شد
1013
مشكل همه آن است كه ما مشكل خود را
324
مشكلى را صحبت ايشان كجا آسان كند
944
مشنو اى جان كه بجز دنبه مرا يارى هست
1159
مشورت را عيب و عار خود مدان
1076
مطبخى باز پياز از جهت قيمه خريد
1158
مطرب نغمههاى بىچه و چون
1165
مطيع حكم او درويش و سلطان
939
معاذ اللّه از آن دلاك ناشى
1155
معجر عيسى پديد آرد سقى اللّه
1570
معلق كرد بىبنيان سپهرى مجمع اركان
946
معم شيخ سرگردان چه داند عقده وا كردن
1509
معمور شد چنان كه نمانده است جغد را
1507
معمول نگردد بجز از قاعدهء ظلم
1569
معين ملت اسلام شاه ناصر دين
1337
مغلوب شد سفندار از تير فرودين
1173
مفتى و شيخ و محتسب مست شراب روز و شب
1014
مقطع و مبداى دانش خواندمش نبود عجب
1399
مگذار مرا بخويش و دريابم
1007