غمگين ز تو بازماندگان تو به دهر
1410
غم مخور از بيش و كمى جهان
1088
غمناك مشو كه زاهدت كافر خواند
1160
غمينتر كس آن كش غنىتر كنى تو
666
غنچه تبسمناك بين ، گل را گريبان چاك بين
1513
غير از گل حسرت از گل من
1174
غير كار عشقبازى هرچه كردم خام بود
1025
غير من باشد كسى اندر جهان
1676
ف
فاخته بر شاخ سرو ، سرو به كام تذرو
1511
فارس را آباد يا ويران كنى
1676
فارس را بىكسر و كم آوردهام
1675
فارس را در دفترى بنگاشتم
1675
فارس را ، شيراز چون شيرازه است
30 ، 901
فارسنامه تاروپود از فارس شد
1675
فارسنامه ، فارس را دربر گرفت
38 ، 1675
فارسنامه گر بخوانى سربهسر
1675
فارسنامه ناصرى چون شد تمام
1675
فارس ويران شد به شاهنشاه ترك از من بگوى
1099
فارغ است از تميز ساعد و دوش
1165
فتح على شه زمان ، كوست به جسم ملك جان
1064
فتح گلاب و گل صطخر سپيد است
770 ح 3
فتد در خرمن عمر من آتش
1427
فتنهجوئى كه به خون اينهمه مشتاق آيد
955
فديت اسمعيل از آن يابد كه سر بنهد به تيغ
1004
فراز تاك در ، آن خوشهها سفيد و سياه
1242
فرد است در اخلاق و صفت همچو مهين صدر
1062
فردا شود مگر زلف تو دستگير
1511
فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد
1146
فرمود برجايش بنا ، فرخ رباطى دلگشا
1279
فرمود به دار خلد رحلت
943
فرمود در جهرم بنا چندان بناى دلگشا
1280
فرود آمد آن شاه از تخت عاج
1472
فروشد جام مه آمد برون آئينه بيضا
946