مثنوى
هركه او خصم شهريار بود * مور گردد اگرچه مار بود
شاه اگر راندت ستيز مجوى * ور بخواند ره گريز مپوى
مال بهر زمانه دار نگاه * خرد از بهر پاس « 1 » خدمت شاه
باخرد را ز شه صبورى به * بىخرد را ز شاه دورى به
با سلاطين چو گفت خواهى راز * وقت آن را بدان چو وقت نماز
شه چو برداردت فكندهش باش * چون ترا خواجه خواند بندهش باش
دستت ار داد پابگاه بنه « 2 » * ور ترا سر كند « 3 » كلاهبنه « 4 »
فصل ، در ذكر عدل و ثواب منصفان و حكايت عادلان .
قال اللّه تعالى :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ
و جاى ديگر گفت
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ *
و جاى ديگر گفت
وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ
و قتاده « 5 » ميگويد در تفسير
أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ
يعني العدل و گفتهاند عدلتر از وى خدايست در زمين . و مصطفى صلى اللّه عليه و سلم مىگويد يك روز از روزگار سلطان عادل بهترست از شصت ساله طاعت ، و عدل يكساعت بهترست از عبادت شصت ساله و گفت صلى اللّه عليه پادشاه عادل روز قيامت در سايهء رحمت خداى باشد تا ميان خلق حكم كند و گفت صلي اللّه عليه روز قيامت عادلان را منبرها از مرواريد بنهند . « 6 » و در صحيح مسلم « 7 » است عادلان روز قيامت بر منبرهاء نور باشند و گفت صلى اللّه عليه دوستترين كسى بحقّ تعالى و نزديكترين بوى پادشاه « 8 » عادل باشد روز قيامت و دورترين كسى از وى و بغيضتر پادشاه ظالم . و آوردهاند كه موسي عليه السّلام در مناجات
هامش
( 1 ) - م ، ن ، ى : صدر .
( 2 ) - در حديقهء خطى آقاى ملك الشعراء بهار ( منه ) دارد .
( 3 ) - ر ، ق :
دهد .
( 4 ) - ابيات فوق از باب دهم حديقهء سنائى است .
( 5 ) - مراد قتادة بن دعامهء سدوسى بصرى كور است . ( 61 - 118 ه ) كه از شاگردان عبد اللّه بن مسعود بوده و علاوه بر تبحر در تفسير و حديث در زبان عربى نيز استاد بوده است ( فجر الاسلام تأليف احمد امين ص 246 ، قاموس الاعلام خير الدين الزركلى ، ابن خلكان ج 1 ذيل حرف « ق » ) .
( 6 ) - چ ، نمينهند .
( 7 ) - مراد ابو الحسين مسلم بن الحجاج القشيرى ( 206 - 261 ) صاحب « صحيح » معروف است ( ابن خلكان ج 2 ذيل حرف ميم ) .
( 8 ) - م : پادشاهان عادل باشند .