قسم سوم « 1 » [ در فضيلت پادشاهى و ذكر حكايات عادلان و صفت ممالك كرمان ]
در « 2 » فضيلت پادشاهى و ذكر عدل و « 3 » حكايات « 4 » عادلان و صفت ممالك كرمان و شرح خصايص بلدان او و ذكر بعض از تواريخ ملوك او « 5 » .
فصل ، در فضيلت پادشاهى و فضل پادشاه .
اما فضيلت پادشاهى آنست كه حق تعالى نام خويش ملك كرده است و نام بنده كه او را برگزيده است و زمام حل و عقد و عنان قبض و بسط جهان در دست تصرّف او نهاده ملك ، آنجا « 6 » كه گفت تؤتى الملك من تشاء و جاى « 7 » ديگر گفت و اتبه اللّه الملك و الحكمة و جاى ديگر گفت و جعلكم ملوكا و جاى « 8 » ديگر گفت انّ اللّه قد بعث لكم طالوت ملكا پس بر مجرد نام اقتصار نكرد و طاعت او با طاعت خويش برابر گردانيد حيث قال :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
و پادشاه در زمين خليفهء خداى عزّ و جلّست قال النّبىّ صلّى اللّه عليه : السّلطان ظلّ اللّه فى ارضه يعنى پادشاه سايهء حقّست و گفت صلّى اللّه عليه : اطيعوا الأمام و لو كان عبدا حبسيّا گفت فرمان بريد پادشاه را و اگر خود بندهء حبشى باشد و گفت صلى اللّه عليه هيچكس به نزد خداى فاضلتر از سلطانى نيست كه اگر گويد راست گويد و اگر حكم كند عدل كند و اگر از وى رحمت خواهند رحمت كند و گفت صلى اللّه عليه دعاء پادشاه عادل را « 9 » خداوند « 10 » رد نكند « 11 » و گفت صلي اللّه عليه خداى را در آسمان و زمين نگاهدارانند ، نگاهداران آسمان ملائكهاند و نگاهداران زمين پادشاهان ، و كسى پيش مصطفى صلّى اللّه عليه گفت بد چيزيست اميرى ، مصطفى گفت نيك
هامش
( 1 ) - م ، ن ، ى : سيم .
( 2 ) - ي : ( ذكر ) افزوده .
( 3 ) - ى : ( و ) ندارد .
( 4 ) - چ ، م ، حكايت .
( 5 ) - چ : آن .
( 6 ) - چ : اينجا .
( 7 ) - چ : و در جاى .
( 8 ) - چ : ( و ايضا ) .
( 9 ) - م ، ى : ( را ) ندارد .
( 10 ) - م ، ن ، ى : كلمه ( خداوند ) ندارد .
( 11 ) - ن ، ى : نكنند .