با تو بعهد ار « 1 » نبود آسمان درست * سنك فنا قنينهء قدرش شكسته باد
در سايهء عنايت تو آفتاب ملك * از علت كسوف خلل باز رسته باد
با سهم شير بأس تو از مرغزار تن * روباه جان خصم تو چون ثور جسته « 2 » باد
تا خار مرك خسته كند پاى جان خصم * در دست تو ز گلبن اقبال دسته باد
هامش
( 1 ) - ن : اگر .
( 2 ) - چ ، ق ، م ، ن ، ى : خسته .