تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
رساند و هرچه در امكان آيد از احسان و اشفاق در حقّ ايشان تقديم كند و مقطعان و ولاة و متصرّفان را بگويد تا در نيكوداشت ايشان به همه غايتى برسند و بزوايد و مؤن خطاب نرانند و رسوم محدثات ننهند ، و مىفرماييم تا هركس كه اقطاع و نانپاره دارد و در خدمت ما مرتّب است اقطاع قديم بر وى مقرّر باشد و هيچ‌كس را در آن منازعت نرود و هركس بدانچه دارد قانع باشد و در خدمت و مطاوعت بيفزايد تا ما در انعام و اقطاع بيفزائيم و هر محلول كه بعد از سفر ماوراء النهر افتادست با ديوان خاص گيرند و بىفرمان و توقيع يك من غله و يك دينار زر بكس ندهند تا بعد از اين چون جملگى حشم به خدمت رسند بر اندازهء هر يك آنچه واجب آيد از زيادت اقطاع فرموده شود . بايد كه كافهء امرا و حشم و مقطعان ولايت و سپاهيان و خدمتكاران دام عزّهم بر احترام و اعزاز جانب اجلّ عالمى منتجب الدّين عزيز الملوك و السلاطين دام تأييده متوفّر باشند و هرچه او گويد و ترتيب كند و قرار دهد گفته و فرموده و ترتيب كردهء ما دانند و از صواب‌ديد او عدول نكنند و به تحصيل فراغ دل و رعايت جانب او بمجلس ما تقرّب جويند و ملتمسات و حاجات بسفارت و وساطت زبان و قلم او بر رأى ما عرضه كنند و همهء اعتماد ما در كليات و جزويّات مصالح و مهمات بر قلم و قول منتجب الدّين شناسند و منظوران و معتبران و سادات و قضاة و مشايخ و اعيان و اصناف رعاياء ولايت دام توفيقهم در مهمات خويش رجوع با منتجب الدين كنند و بجانب امير اسفهسلارى اجلى كبيرى مؤيّدى مظفرى برادرى عضد الدينى عماد الاسلامى الب قراخانى ارسلانى ادام اللّه تأييده نبشته‌ايم و فرموده تا در همهء معانى قاعدهء حرمت منتجب الدّين مخلص الاسلام ممهد گرداند و او را در نيابت كه به دو مفوّض است تمكين تمام دهد و هرچه واجب آيد از دقايق احترام و اعزاز و تبجيل در حقّ او بجاى آرد و آن را در مجلس ما موقعى هر كدام لطيفتر داند و بمحامد و آفرين فراوان مقرون شناسد ان شاء اللّه تعالى .

29 - منشور ايالت رى بر سبيل نيابت حضرت

چون ايزد سبحانه و تعالى بفضل عميم و صنع لطيف خويش پادشاهى عالم ما را كرامت كردست و عنان حلّ و عقد مصالح ممالك جهان و ترتيب مناظم امور جهانيان
عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 69 | علي بن احمد منتجب الدين بديع اتابك الجويني / محمد قزوينى و عباس اقبال آشتيانى