تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
از صفات معين الدّين است كه در خدمت دولت ايّام شباب كه زبدهء عمر و خلاصهء حيات باشد گذرانيدست ، سوابق حقوق را بلواحق مشفوع و مقرون گردانيده و رتبت خويش بخدمات پسنديده پيش تخت به جائى رسانيده كه اوهام اكفاء و اقران او از آن قاصر آيد و هر انعامى كه در حقّ او فرموده شود از اندازهء استحقاق او متقاصر مىنمايد ، بر قضيت اين معانى رأى چنان ديد كه عمل مرو باهتمام او مفوّض گردانيم و هرچه در آن ولايت ديوان خاص راست از معاملات و ارتفاعات اسباب و ديگر ابواب چنان‌كه بديوان استيفاء حماه الله مفصل گردانيده آمد در تصرّف و تدبّر او كرديم و معوّل در آن خدمت و مهمّ نازك بر شهامت و غناء و حسن سيرت او مقصور فرموديم و اين منشور داديم تا بفراغ دل و فسحت امل بضبط و ترتيب اين مهمّ خطير مشغول گردد و جملگى اموال و ارتفاعات را در قبض و تصرّف آرد و آثار كفايت و تهدّى در آن لايح و ظاهر گرداند و با رعايا بمجاملت معاشرت كند و توفير و تثمير اموال از وجوه وجوب سازد و باتّفاق و مساعدت و معاضدت نوّاب ديوان وزارت اجله اللّه و ثقات ديوان استيفاء و اشراف و نظر ادام اللّه تمكينهم و بر موجب فرمان و بروات ديوانى خرج مىكند و نگذارد كه با رعاياء ولايت و برزيگران اسباب خاص خطاب ناواجب رود و آنچه متضمن ترفيه و تخفيف ايشان باشد تقديم كند و دولت را دعاء خير حاصل گرداند بمنّ اللّه و حسن توفيقه . بايد كه از ديوان ايالت و رياست و مجلس قضا و از جوانب اكابر و ائمهء دين و اعيان و معتبران شهر و ولايت دام تمكينهم بر اعزاز مقدم و اكرام و احترام جانب معين الدّين توفّر نمايند و او را در آن ولايت كه عمل برسم اوست نايب ما دانند و در مصالح مهمات ديوانى رجوع با او كنند و حرمت ديوان عمل موفور دارند و به تحصيل اموال با او معاون و معاضد باشند ان شاء الله تعالى .

28 - نوعى ديگر

چون ولايت گرگان و آنچه بدان مضافست و منسوب در تدبير و ترتيب ديوان ما است و ايالت آن ولايت بنوّاب و معتمدان و خدمتكاران ما تعلق دارد و بر تواتر