نبشت و به حكم آنكه اين كودك علاء الدين دولتشاه را به من خادم اتصالى است و تكفل مصالح او كرده شدست و يتيم ماندست اين معنى عرض كرده شد و با ياد داده آمد تا بخداوندى ترتيب اين خير بزرگ بفرمايد و اشارت كند تا حق اين يتيم برسانند و طمع ديگران از آن منقطع گردانند ، اميد ثواب و ثناء دوجهانى را و من خادم را بانبساطى كه در دلالت خير و هدايت حق كردم معذور فرمايد داشت و تشريف اوامر و نواهى بقلم متبرك ارزانى مىدارد تا بدان افتخار نموده آيد ان شاء اللّه تعالى .
48 - مكتوب آخر
زندگانى مجلس سامى خداوندى منعمى نصير الدينى مع ساير القابه دراز باد در سمو دولت . دلى كه غذا و تربيت در ولا و هوى و محبت خداوندى كه جاويد باد يافته باشد و از اوايل عهد شباب تا اكنون كه منقرض شد و ايام شيخوخت نزديك است بانقراض و غير بعيد كل ما هو آت هميشه امداد فرح و هزّت از شفقت و مكرمت و لطف عنايت ديده پيوسته باعث باشد بر آنكه به خدمت شتابم و ازين حشاشه كه ماندست در جوار آن حضرت كرم و فتوت گذرانم و ملجأ و ملاذ از صدمات حوادث و نوايب كه بهر وقت از مكان تقدير بيرون مىآيد و آنچه در ايام استقامت بتكلف بسيار روشن و ظاهر فرا مىنمايد آن جناب رفيع سازم اما انديشهء مشتى مستضعف از عورات و اطفال كلحم على وضم بعضى خاصه و بعضى از آن اقرباء نزديك كه بىقيم ماندهاند مانع آن آرزو مىگردد و چنان كه دل خواهد ميسر نمىشود و مع ذلك در تدبير آنم كه چون از جانب مشرخ ( ؟ ) كه منشأ انديشه است امنى پديد آيد ترتيب آمدن بدان جانب بزرگوار پيش گرفته شود و اللّه تعالى ولى تيسير كل عسير پيوسته خواستهام كه خدمتها نويسم اما تخفيف نوعى از خدمت شمردهام و بكرم خداوندى وثوقست كه اگر در اقامت رسوم تكلفى كه ميان ابناء روزگار متداولست تأخيرى افتد بتقصير نسبت نفرمايد و معول بر معتقد كه از قديم باز شناخته است مىدارد و بجواب اين خدمت خادم را تشريف يادداشت ارزانى دارد و از اخبار اطراف بدرستى اعلام فرمايد تا اگر موجب