45 - مكتوب آخر
على ربع سلمى بالعقيق سلامى * و ان شط عن ذاك المقام مقامى
زندگى دراز باد هرچند با تشاهد قلوب و تدانى ضماير تباعد اجسام را اثرى نباشد اما هم دل قرار نمىگيرد و دايم الدهر طالب و متقاضى استسعاد است به خدمت و روزگار برقرار معهود در سدّ ابواب امانى مجد و مجتهد و با روزگار مقاومت كردن باندازهء توان آدمى نيست اميد بفضل ايزد تعالى چنانست كه طريق اين مراد گشاده گردد باحسن الوجه .
بزرگوار خطاب بوسيدم و احوال بشوليد كه مصالح ناحيت مسلمانان كه معلوم بود معلومتر گشت و رنج دل بيفزود و من كهتر آنچه مىرود بوقت حضور به حضرت جلت از حركات و سكنات مهتران كه از آغاز و انجام كارها بىخبرند و بىعلم و معرفت و مراقبت و محافظت شروع مىكنند و هرچه باغواء هواجس فاسد و تسويلات شيطان متخيل گردد بر زفان مىرانند ، هرچه اكنون ظاهر مىگردد روشن مىگفتهام و باوقات تنبيهى مىكرده و نصيحتى به اندازه واجب مىداشته و چون در آن تلافى و اصلاح بودم و بيشترى از مردمان در صف ايشان مىديدم تا ز علت نامترصد ما يأتى به الأيام بضرورت اغماض مىبايست كرد و كار بلعل و عسى باز گذاشت تا بدين حد رسيد و هنوز هيچكس را انتباهى و ارعوائى نمىبينم بلكه در تزايد است ازينجا بمهمات كشيد .
46 - مكتوب آخر
احسان و اجمال به همه زفانها ستوده است و در همه مواضع پسنديده و هرچه از آن جمله بموضعتر نهاده آيد و بمستحقى كه آثار استحقاق او ظاهرتر باشد رسانيده شود ذكر آن در دنيا جميلتر و سايرتر گردد و جزاء آن در عقبى مزيدتر و وافرتر آيد .
از نويسندهء اين حرفها على بن احمد الكاتب التماس كردند تا حال شيخ صاين عابد متقى عبد الرحمن ضاعف اللّه توفيقه بر رأى بزرگان و مهتران و دوستان ناحيت دام تمكينهم عرض كند و در تعريف او قليل عن كثير در قلم آرد و در مراعات حقوق زهد و