تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
شرف مطالعت يابد و دامن كرم و عفو بر عثرات آن پوشيده آيد كريم‌وار مخدوم كردار : شعر
آسمان كرده توسنى آغاز * رام باش و بخويشتن پرداز در جهان نيك‌بخت آن را دان * كه ممتع شود بعمر دراز و ندران عمر چون كفافى يافت * مىكند كار آخرت را ساز آخرت در قياس با دنيا * بحقيقت حقيقت است و مجاز اى خردمند كاربند خرد * مركب عمر بر گزاف متاز سمع دل بر نداء حق مىدار * كه دهد ناگهى ترا آواز دل مكن بستهء زن و فرزند * وز پى جاه و مال جان مگداز ور بود حاجتيت عرضه مكن * جز بديوان صدر بنده‌نواز ذو المناقب ضياء دولت و ملك * كه برد مهرش از سپهر نماز نور از رأى او ستاند وام * كه منوّر كند نشيب‌وفراز حضرت شاد ياخ مسكن او * نام او رفته تا بشام و حجاز او بديوان نشسته و بختش * با سعود سپهر گويد راز در فضاء زمين قضا برود * تا بيابد ز رأى اوش جواز چون رسد رأى او بعالم غيب * كى نه با علم غيب شد انباز صاحب پهلوان روى زمين * حد ملكش ز روم تا بطراز لشكر غز بپيش حملهء او * چون بز و ميش پيش شير و گراز چه بود ميش پيش پنجهء شير * چون بود كبك زير چنگل باز هرچه اعجاز ذو الفقار نديد * بيند از تيغ پهلوان اعجاز در آفت فراز باد بر او * در دولت هميشه بادش باز اى خداوند من ضياء الملك * اى دلم را به خدمت تو نياز