تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
باران نيسانى دارد در مثابت نبات تشنه به آب و بميامن آن نظر رأى رفيع و التفات همت همايون احوال او بالتيام و انتظام نزديكست ، سخن درين خدمت كه بانديشهء اختصار آغاز شد با اطناب انجاميد و اين جسارت از كرم خداوندى متولدست كه آن كرم نمودار رحمت ايزد تعالى و از آثار فضل او تبارك و تقدس است اميدست كه معذور فرمايد و از تشريفات اوامر و نواهى كه مادّت حيات من بنده است بىبهره نمانم تا در وظايف دعا افزايم ان شاء اللّه تعالى .

28 - مكتوب آخر

آفتاب دولت سايهء يزدان خدايگان جهان سلطان اعظم شاهنشاه معظم ركن - الدنيا و الدين بر جهانيان شرقا و غربا تابان باد و عمر و ملك او بىپايان و فرمان او را در فضاء زمين نفاذ قضاء آسمانى به حق النبى المصطفى محمد و آله . بندهء كمترين كه پاى در دامن بقيت عمر كشيده دارد همواره دست بدعاء دولت قاهره برداشتست و اخلاص را بدرقهء دعا ساخته اجابت دوام و مزيد آن دولت پاينده و بسطت و فسحت عرصهء مملكت افزاينده ميخواهد و مىگويد .
الهى دولت محمود سلطان * بمسمار بقا مشدود گردان چه آن شاه جهانست او كه گويند * الهى عاقبت محمود گردان
و از عجايب ايامست فرط نياز اين بندهء كمترين به خدمت حضرت پادشاه روى زمين و صبورى نمودن در تقاعد از استسعاد بدان خدمت و ادراك امنيت . چون در صحيفهء دل نيازمند نگرد گويد دريغ اين باقى عمر مختصر كه نه بر آستان درگاه اعلى خدايگان ميگذرد و باز چون در تن ضعيف سخيف كه اول ساز خدمت آنست تأمل كند متحير و متفكر ماند و داند كه با اين تن و توان جز ساختن چنان كه هست روى نيست و بعد از خدمت و دعاى دولت به خدمت ترتيب مصالح ديوانى كه آن را از عبادات و طاعات مقبول مبرور مىشمرد مشغول مىباشد و ميان طلب رضاء گماشتگان ديوان و نگاه داشتن رعايا تلفيقى مىكند چه حال هر دو طرف روشن و مبين ديدست و دانسته از يك جانب تحصيل مقصود ديوانى از فرايض