تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عتبة الكتبة ( مجموعه مراسلات ديوان سلطان سنجر ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
شرف الأئمه جمال الطائفه ابو الحسن الليثى السورى ادام اللّه توفيقه با آنكه از افراد افاضل دهر و ائمهء علماء عصرست و در تقوى و زهد و حسب و نسب رعيت و دعاگوى ديوان و دولت خداوندست و افتخار و استظهار بدين دو وسيلت دارد و به حكم آنكه من خادم را با او از عهد ريعان شباب و ايام تحصيل آداب كه باتفاق و وفاق شروعى داشتيم حقوق مصاحبت و ممالحت افتادست و بهر وقت ملاطفت و مراسلت از وى شكر صنايع و عوارف مجلس رفيع خداوندى ولى نعمتى و ذكر مآثر و مفاخر آن حضرت كه بر جبين روزگار مسطور است و بزفان حاضر و بادى و دانى و قاصى ملفوظ و مذكور و مسموع و معلوم مىگشت و من خادم او را بدان اخلاص خدمتكارى و دعاگوئى محمدت مىگفته‌ام و بنجاح مقاصد اميد مىداده بسبب آنكه هوادارى صاحب دولت و دعاى استدامت ايام دولت او گفتن مبارك باشد و دليل برادراك سعادت و رسيدن بنهايت ارادت كه گفته‌اند و اذا لم يكن من الرزق بدّ فتتبع مطالع الاقبال غرض من خادم ازين تطويل آنست كه چون مختار الدين متوطن سور مىباشد و آنجايگاه بقعهء كه متعبد زهاد بودست از سلف او ميراث يافتست مىبايد كه در مقام متبرك فارغ‌دل باشد و از جوانب نواب ديوان رفيع دام رفيعا بزيادت عنايت و رعايت مخصوص چنان كه مرفّه و محترم روزگار تواند گذاشت و باقى عمر همچون ماضى بر دعاى دولت مقصور داشت بر قضيت انبساطى كه در خدمت يافته شدست و اعتضادى كه بكرم فياض خداوندى هست اين جسارت درين سياقت عبارت عرض حاجت نموده شد و اميد اجابت ملتمس و اصدار مثال بانجام مقصود حاصلست .

9 - مكتوب آخر

سلام و تحيت مىگويم و پيرامن ذكر اشتياق نمىگردم چه تقرير آن بواجب نتوان كرد تحاشى به ،
اذا لم تستطع شيا فدعه * و جاوزه الى ما تستطيع
خطاب عزيز كريم متضمن فصول كه در عذوبت و جزالت از معجزات شريعت رسالت است رسيد و در آن تأمل مىكردم و تعجب مىنمودم از آن قدرت و مهارت در