سياقت عبارت و تلفيق الفاظ و تدقيق معانى كه در ابواب عتاب و اعتاب و استكشاف احوال و اسرار و استعطاف دل كه يك طرفة العين از معطف و نيكخواهى جانب عزيز خالى نباشد از قول بفعل آور دست و ميان فكر و ذكر در آن معنى آثار سخن ظاهر گردانيده آن مىخواندهام و در عقب آن آية و ان يكاد بر زفان مىرانده و چون خلاصهء آن فصول كه فصوص خواتيم بلاغت و براعتست تغير خاطر عزيز ديدم از تلون حال روزگار و تغير اسباب هر كار غريب نشمردم ، سخن دراز نمىگردانم و بىتشبيبى مطول و تكلّف در عبارتهاى مختل و مزلزل مخلص با اين مىآرم كه مقصودست ، آن بزرگ و فرزند را ضجر و متفكر نمىبايد بود و دلخوش مىبايد داشت كه اگر حالى روش كارها بر قضيت مراد و ملايم استحقاق نمىبيند هرچه سرمايهء اقبال و سعادت تواند بود و آن را پيرايهء سينهء روزگار شايد شمرد از هنر و فضل و موجبات تفوق بر اقران و استجماع محاسن او آن حاصل دارد و جوانى كه مادّهء حصول امانى دوجهانى باشد هست شكر مىبايد گزارد و دل عزيز آسوده مىداشت و مترصد فتح الباب مقاصد مىبود و در مقاسات آنچه از ايام پيش آيد تجلدى مىنمود .
و تحلدى للشا متين اريهم * انى لريب الدهر لا اتضعضع
را كار مىبست آن بزرگ و فرزند دام دولته پيش از اين استشارتى فرموده بود و در انتهاج مناهج كارهاى خويش از ظعن و اقامت استهدائى كرده ، جوابى نوشته بودم كه رأى آن بزرگ را در امثال اين مهمات و زيادت ازين اصابتى تمام ديدهام و كل اعرف بشمس ارضه هرچه بصواب نزديكتر داند ترتيب مىكند و قاعدهء مصلحت اصلى ظاعنا و مقيما بر مرضات مخدوم عزّ نصره نهد و در استيذانى و استرخاصى كه در مال سبب فراغتها باشد كوشد مىپندارم كه در آن معنى از صواب دور نبودهام و در آن دقايق اصولى كه موجب سلامت باشد از ندامت پيش دل داشته ، اكنون هم درين معنى تفكرى مىبايد گرچه وقت فوت نشده است و آن فرزند مصالح كار خويشتن مفصل داند و ديگرى گرچه مشفق و بصير باشد الّا مجملى نتواند دانست ، انتظارست كه پيوسته نويسد ، و از متجددات عزايم اعلام كند تا بدان تسلى باشد ان شاء اللّه تعالى .