تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
ص 27 ، س 1 - نسق كردن : سياست كردن به بريدن گوش و بينى و يا قطع كردن ديگرى از اعضاى گناهكار . ( فرهنگ نفيسى ) . ص 27 ، س 12 - فرخ يسار : فرخ يسار بن امير خليل اللّه بن سلطان ابراهيم بن سلطان - محمد بن كيقباد بن فرخ زاد بن منوچهر مشهور به خاقان كه خاقانى شاعر شروانى به دو منسوب است ، از نسل انوشيروان عادل بود كه به سال 869 به تخت سلطنت نشست و در سال 906 به دست شاه اسمعيل كشته شد . ص 27 ، س 13 - طبرسران : نام ناحيتى است به نزديك شيروان و به حدود دربند . ( جهانگشاى نادرى ) . ص 28 ، س 1 - چرخچى : گروه خاصى از سپاهيان كه به ميدان رزم پيشاپيش تمام صفوف قرار مىگرفتند . در لغت‌نامهء دهخدا به معنى پيشرو سپاه و پيش قراول لشكر آمده است . ( ر ك : لغت‌نامهء دهخدا ) . ص 29 ، س 2 - بايسنقر : بايسنقر بن يعقوب بن اوزون حسن در سال 896 به جاى پدر نشست . ( از معجم الانساب ) . ص 29 ، س 3 - ابيه سلطان : اين اسم در موارد مختلف اين كتاب به صورت « اى ب ه » و « ا ب ى ه » آمده بود و در مآخذ مورد مراجعه نيز به هر دو صورت فوق ضبط گرديده است . ص 31 ، س 16 - كسى را دريافت كردن : با در نظر گرفتن وضع و حال ظاهر و باطن كسى رفع احتياج از وى كردن ، نوازش كردن . ص 33 ، س 17 - علامت ( ؟ ) بعد از « بد گمان » زايد و اشتباه چاپى است . « بد گمان » به معنى بدانديش است و در صفحهء 148 اين كتاب نيز به همين معنى تكرار شده است . ص 35 ، س 2 - بىاندامى كردن : كار نامتناسب و ناشايست كردن . ص 36 ، س 15 - قورچى : يكى از افراد دسته قورچيان است كه در بعض موارد هم مأموريت رساندن نامه و پيغام به وى محول مىشده است . ص 36 ، س آخر - صادق : به معنى ساده‌لوح و زودباور به كار رفته است . ص 37 ، س 16 - طاقيه : نوعى كلاه بلند مخروط شبيه به كلاه درويشان ، طاقيهء تركمانى : عرقچين ، كلاه نظاميان عثمانى . ( فرهنگ فارسى ) . ص 41 ، س 7 - فوت رستم پادشاه : رستم بيگ بن مقصود بيگ بن امير حسن ( اوزون حسن ) در ذيقعدهء سال 902 پس از شش سال سلطنت به دست كوده احمد بن اغرلو محمد بن امير حسن ( اوزون حسن ) كشته شد . ( ر ك : حبيب السير ، ص 442 و تاريخ جهان آرا ، ص 255 ) . ص 41 ، س 10 - حاجى بكتاش ولى : شيخى بود كه در نيشابور متولد شده و مريد شيخ -