تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
از اين جا تا به مصر يك ماه [ راه ] است كه از بيابان عبور بايد كردن و هر منزل يك چاه دارد و آذوقه بهم نمىرسد و اين سپاه دريا شكوه حضرت خواندگار از اين راه عبور نمىتوانند كرد . به سبب آن كه سپاه روم آن قدر شتر و چهارپا ندارند كه آذوقهء يك ماه بردارند و خصوصا شتر و چهارپاى سپاه روم از اين راه عبور نمىتوانند كرد . پس خواندگار فرمود كه در اين سفر از اعلى و اوسط يك نفر نوكر نيز نگاه ندارند « 1 » و خيمهء زيادتى برندارند ؛ بلكه هر ده نفر يك خيمه بردارند و هر دو نفر يك شتر بردارند : چون اول بهار است البته باران خواهد شد و آب بسيار است . پس فرمود كه عربان باديه شتر آورده قيمت از سركار بگيرند . پس عربان شتر آورده قريب بيست هزار شتر سركار خواندگار خريده [ 386 ] و آذوقه بار كرده و از شام كوچ فرموده با دويست هزار نفر از سپاه روم از راه باديه به جانب مصر روانه گرديدند . چون به حوالى مصر رسيدند و خبر آمدن خواندگار به جهت ثمانى خان برده ، او فرمود كه دروازه‌ها را بسته به قلعه - دارى درآمده كه خواندگار با سپاه دريا خروش به پاى قلعهء مصر آمده نزول فرمودند . اما رمضان اغلى سردار را ، شجاعت به خاطر رسيده به ثمانى خان گفت كه چرا بايد در قلعه را ببنديم و خود به جنگ خواندگار رفته او را دستگير كنيم . سبب آن كه بعد از آن كه غزالى بيايد و اين كار كرده شود ؛ منت به ما و شما خواهد - گذاشت كه اين كار را من كرده‌ام . القصه اينقدر وسوسه به ثمانى خان نمود كه او فريب خورده ارادهء جنگ نموده كس به نزد خواندگار فرستاد تا سپاه روم از پاى قلعه عقب نشينند كه ما بيرون آمده با شما جنگ خواهيم كرد . اما خواندگار چون مشاهدهء حصار مصر نمود ، حصارى ديد كه سر بر فلك
هامش
( 1 ) - اصل : دارند .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 567 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب