تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥

ذكر آمدن سلطان سليم خواندگار روم به « 1 » [ جنگ ] سلطان قانصو پادشاه مصر و كشته شدن قانصو و سوانحى كه در آن ولا به منصهء ظهور پيوست « 2 »

اما چون خبر آمدن سلطان قانصو و غزالى به حلب رسيد ؛ خواندگار نيز [ به ] تدارك احوال سپاه پرداخته بود ، كه بعد از سه روز سلطان قانصو و غزالى با سپاه رسيد و در بيرون دروازه فرود آمده اما سه روز از هيچ طرف حركتى واقع نشده و روز چهارم طرفين طبل جنگ زده و دو درياى لشكر از جاى آمده ريختند در ميان يكديگر و جنگ مغلوبه شده و بزرگان سپاه مصر نيز به ميدان رفته و سلطان قانصو با چند نفر از مخصوصان و خير الدين پاشا در پاى علم مانده بودند كه در آن وقت خير الدين پاشا فرصت غنيمت دانسته غافل شمشيرى بر گردن سلطان قانصو زده كه سر او از بدن جدا گرديده در دم سر او را برداشته به خدمت خواندگار آورد و خواندگار او را تحسين نموده فرمود كه سر سلطان را بر سر نيزه كرده سپاه روم فرياد برآوردند كه اى سپاه مصر اين سر سلطان قانصو است كه پادشاه مصر بوده ، شما از براى كه جنگ مىكنيد ؟ . اما غزالى صف سپاه مصر را كه دويست هزار نفر بودند ؛ با جوانان عرب از هم شكافته و جمع كثيرى را به قتل آورده و نزديك به آن بود كه خود را به پاى علم خواندگار رساند كه اين صدا را شنيده ، دانست كه اين نمك بحرامى را خير الدين [ 385 ] پاشا كرده است ؛ پس از يك رومى احوال پرسيده . گفت كه بلى خير الدين پاشا آقاى خود را به قتل آورده است . پس غزالى سراسيمه شده گريبان چاك كرده و به سپاه عرب فرمود كه به خدا قسم كه اگر [ در ] جنگ تكاهل نمائيد و از عقب سر من نيائيد همگى شما را به قتل
هامش
( 1 ) - اصل : با . ( 2 ) - فتح مصر در ذيحجه سال 922 و ماه صفر سال 923 روى داده است . ر ك : احسن التواريخ فريد بيگ . ص 65 .