تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
مشهور بود . چون آن كوس را به نوازش در آوردند ، ابو الخير خان گفت كه اين چه صدا بوده باشد ؟ محمد تيمور خان آهى كشيده گفت كه صداى كوس پدرم شاهى بيگ خان است كه شيخ اغلى دارد . ابو الخير خان گفت كه ما را بايد كه چند تحفه از اين جا به جهت خان كلان بردن ، از آن جمله يكى اين كوس خواهد بود كه هر وقت خواسته باشد كه سپاه دشت را خبر كند آن را بنوازند كه سپاه به زودى حاضر شوند ، و ديگرى ماديان منصور - بيگى شيخ اغلى است كه آن لياقت خان كلان دارد . و اما آن شب سر كينه‌جويان به بستر استراحت نرسيده ، چون صبح صادق از طرف مشرق آشكار گرديد ، آن دو درياى لشكر به قصد جان يكديگر از جاى حركت نموده ، در برابر هم صف قتال و جدال آراسته كرده « 1 » بودند ، كه عبيد خان به خدمت ابو الخير خان آمده ، التماس نموده كه من در عقب تيپ شما مىنشينم كه هر گاه شيخ اغلى به طرف تيپ شما بخواهد حركت كند ، بنده كومك نمايم . ابو - الخير خان به خنده در آمده گفت مگر ترسيده‌ايد ؟ دغدغه مكنيد ، من خود به ميدان خواهم رفت . پس عبيد خان را در عقب تيپ خود جاى داده و از آن طرف حضرت ظل اللهى ، دورمش خان را در دست راست و سارو پيرهء قورچىباشى در دست چپ فرستاده و ديو سلطان را به امر چرخچىگرى مقرر فرموده و خود به اقبال و دولت در قلب سپاه نصرت دستگاه مثل سعد اكبر قران نموده بود كه در اين وقت به خاطر مبارك خطور نمود كه بايد ملاحظهء سپاه خصم را نموده باشيم . با حسين بيگ - لله و چند نفر ديگر بر فراز پشته بر آمده و مشاهده فرمود طرفه سپاهى خونخوار به نظر مبارك در آورده ، قريب چهار فرسخ فرو گرفته بودند .
هامش
( 1 ) - اصل : گرديده .