از دامنهء خطا و ختن تا پل كرپى « 1 » را مسخر خواهيد كرد و پادشاهى عظيم خواهيد نمود .
پس عبيد خان در ميانهء خوف و رجا مانده اما به خدمت ابو الخير خان آمده به بيروم آتاليق گفت كه چه مىفرمائيد در باب ايلچى فرستادن به نزد شيخ اغلى ، اگر چه عبث خواهد بود ؟
بيروم آتاليق گفت كه امر از خان كلان است . بعد از كنكاش قرار چنين يافت كه ايلچى روانه نمايند . پس نامه به خدمت حضرت ظل اللهى نوشته در باب جنگ و صلح و ايلچى را روانه نمودند . چون به خدمت حضرت ظل اللهى مشرف گرديده و نامه را داده ، آن حضرت در جواب فرمودند كه هر گاه خانزادهء تركستان و جانشين [ 334 ] چنگيز خان به ضرب تيغ خود مىنازد ؛ نواب همايون « 2 » [ ما ] به ضرب سرپنجهء كنندهء در خيبر على ( ع ) و وكيل كارخانهء حضرت رب العالمين ، يعنى جناب حضرت امير المؤمنين مىنازيم و پروائى در هيچگونه از اين سپاه نداريم ، جواب - داد « 3 » نامه جنگ است .
چون ايلچى مراجعت كرده خبر آورد ابو الخير خان فرمودند كه طبل جنگ بنوازند ، كه چهل و يك صاحب طبل و علم در آن سپاه بودند ، همگى نقارهخانهها به نوازش درآوردند ، كه نواب ظل اللهى نيز مقرر فرمود كه كوس شاهى بيگ خان را با نقارهء سركار خاصهء شريفه بنوازند .
وقتى كه حضرت ظل اللهى ، شاهى بيگ خان را به قتل آورده بود ، و كارخانجات او را به سركار ضبط فرموده ، يك جفت كوس بزرگ از هفت جوش در ميان نقاره - خانهء او بود كه از بزرگى آن ، كرسى رفته دوال بر آن طبل آشنا مىنمودند و صداى آن تا چهار فرسخ راه مىرفته و در ميان قزلباش كوس شاهى بيگ خان
هامش
( 1 ) - اصل : پول كوپرى .
( 2 ) - اصل : همايان .
( 3 ) - ( جوابداد پاسخ ) . و شايد « داد » زايد و اشتباه كاتب است .