تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
رضا گرديده و بعد از خاك‌بوسى آن آستانهء مباركه و زيارت مرقد منور ، به منزل خود مراجعت نموده احوال ديو سلطان و خليل سلطان را پرسيده ، به عرض اقدس رسانيدند كه ايشان چون سردارى قراپير سلطان و عزلى خود را شنيده بودند ، از عقب محمد تيمور خان و عبيد خان روانه شدند كه شايد توانند ايشان را به دست آورد كه نواب اشرف به اين وسيله از تقصير ايشان گذرد . پس نواب اشرف فرمودند كه چون چهل هزار نفر اوزبك در هرات جمعيت دارند ؛ مبادا كه چشم‌زخمى به ديو سلطان برسد ، و اين به فال بد خواهد بود . پيشخانه را به جانب هرات مقرر فرموده ، چون يك دو منزل راه با جاه و جلال طى فرموده بودند ، كه عريضهء قرا پير سلطان به درگاه عرش اشتباه رسيده ، شرح رفتن محمد تيمور خان و عبيد خان از هرات و آمدن ملك نظام الدين به هرات و خود در آن منزل توقف نمودن ، كه تا چه مقرر شود ، عرض نموده بود . چون عريضه به نظر كيميا اثر رسيده ، آن حضرت با خود گفت كه قراپير كار خود كرده است ، اما در فكر هرات بود و از آن جا كوچ فرموده در جام نزول اجلال فرموده بودند كه عريضهء ديو سلطان و خليل سلطان با سرهاى سپاه اوزبك و فرار ملك نظام الدين رسيده ، آن حضرت تحسين ايشان نموده فرمودند كه اى ياران ، مردى و نامردى يك قدم است . مقرر فرمودند كه خلعت و تاج و طومار و اسب و شمشير ، مع زين و لجام به جهت ديو سلطان و خليل سلطان فرستاده شود . و از جام كوچ كرده متوجه هرات گرديدند . چون به حوالى هرات به دولت و اقبال رسيده بودند ، [ 321 ] كه خليل سلطان با جمعى از بزرگان و كدخدايان و رعيت هرات به استقبال نواب كامياب بيرون آمده به خاك‌بوسى مشرف گرديده بودند ، كه در آن وقت گرد عظيمى در آن صحرا بلند گرديده ، آن حضرت فرمودند كه معلوم كنند كه اين چه گرد است . شخصى رفته به زودى خبر آورده عرض نمود كه ديو سلطان است كه از عقب