قزلباش از بخارا حركت نموده و به اين صوب مىآيند ؛ برج و باره بر آراسته به قلعهدارى برآمده بود ، كه درين وقت بيرامخان به ايلغار تمام به پاى قلعه رسيد .
و اما برف بسيارى باريده و سرما نيز شدت نموده بيرام خان ملاحظهء قلعه نموده ديد كه عبد اللّه سلطان قلعه را محكم بسته و به قلعهدارى نشسته است ، بيرام خان در روى برف فرود آمده كسى به نزد عبد اللّه سلطان فرستاد كه غازيان قزلباش به ايلغار آمدهاند و خيمه و اسباب ايشان در عقب مانده است در ميان برف آزار مى - كشند ، هر گاه شما در قلعه را گشوده ما را جاى دهيد ، ما نيز با شما شرط مىكنيم كه در خدمت نواب امير نجم التماس نموده حكومت قلعه را از براى شما بگيريم .
چون فرستاده به نزد عبد اللّه سلطان رسيده پيغام گذرانيده ، سپاه اوزبك به يك مرتبه صداها بلند كردند كه ما از چهاريار باصفا طلبيدهايم كه شما را اين سرما هلاك كند . ديگر به شما جاى خواهيم داد ؟ و ما هرگز نمىخواهيم كه روى قزلباش را ببينيم . عبد اللّه سلطان جاهل نيز گوش به سخن ايشان كرده در قلعه وا - نكردند و فرستاده به خدمت بيرام خان آمده آنچه گذشته بود عرض نمود ، كه بيرام خان فرمود كه خداى ما كريم است برين صحرا خواهيم بود تا خيمه و خرگاه برسد . سپاه قزلباش لاعلاج شده جلو اسبها را به دست گرفته گرسنه و تشنه و اسبهاى بىعليق در آن صحرا مانده بودند .
و چون عبد اللّه سلطان در بالاى برج قلعه قزلباش را به آن حال [ 292 ] مشاهده نمود ؛ چون شب شد ، عبد اللّه سلطان پانصد نفر برداشته به عزم شبيخون از قلعه بيرون آمده و آقا محمد شيرازى طلايهدار سپاه بوده كه سپاه اوزبك ريختند در ميان يكديگر و غازيان قزلباش امان به اوزبك نداده تا عبد اللّه سلطان [ خواست ] كه سپاه را به جنگ تحريك كند ، كه سيصد نفر سپاه اوزبك را قزلباش به قتل آورده و بيرام خان خبر يافته دور ايشان را در ميان گرفته ، عبد اللّه سلطان را با
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 427
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٤٢٧