تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
سپردند . اما چون يك ماه گذشت ، قلى جان بيگ به خدمت بابر پادشاه آمده استدعاى رخصت نموده ، بابر پادشاه دانست كه او ملازم امير نجم است ، خواست كه تدارك كند ، فرمود كه هزار تومان به جهت قلى جان بيگ بردند ، كه او قبول ننموده و از تجاران آنجا قرض كرده تدارك خود را ديده روانهء بلخ گرديد و به خدمت بيرام خان رسيده و احوالات را گفت ، و بيرام خان پانصد تومان به او داده روانه نمود . پس قلى جان بيگ به خدمت امير نجم آمده ، آنچه گذشته بود به عرض رسانيد ، كه امير نجم را از اطوار بابر پادشاه خوش نيامده كينهء او را در دل گرفته بود . اما چون بعد از آن كه بابر پادشاه از جنگ تركستان شكست يافته فرار نموده بود ، چون به كابل رسيد ، عريضه‌اى به خدمت نواب گيتى ستان نوشته فرستاد كه چون پادشاهان عظيم الشأن زير دستان را برداشته نينداخته‌اند و كمترين از بىتدبيرى و بىعقلى خود ، ولايت تركستان را از دست داده‌ام ؛ هر گاه مقرر شود كه يكى از ملازمان بارگاه عرش اشتباه با سپاه نصرت دستگاه به اين ولايت آمده از توجه نواب اشرف و به امداد حضر [ ا ] ت ائمهء اثنى عشر عليهم السلام ، باز اين ولايت را گرفته به اين غلام كمترين سپارند ؛ از الطاف و احسان و مروت آن حضرت بعيد نخواهد بود . چون عريضهء بابر پادشاه به نظر كيميا اثر رسيده ، آن حضرت را غضب مستولى شده فرمود كه در جواب عريضه نوشتند كه بر راى اخوى بابر پادشاه مخفى نماناد كه عريضهء شما رسيد ، مطلب فهميده شد ، دغدغه به خاطر راه ندهيد كه ان شاء اللّه تعالى در اول بهار سردار عظيم المرتبهء نواب همايون ما ، با سپاه قيامت - اثر روانهء ولايت بلخ خواهند گرديد و مقرر خواهد شد كه اوزبكان دشت قبچاق را تا دشت خطا و ختن روانهء دشت عدم نموده آن ولايت را با خاك يكسان نموده و
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 410 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب