تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
او روانه گردد ، و باز به خاطر مبارك رسانيد كه ما خود مقرر فرموديم كه از عقب سپاه شكسته نروند ، چرا بايد كه ضابطه « 1 » بر هم خورد و نسق ما بشكند « 2 » . پشيمان شده به بيرام خان فرمودند كه نواب همايون ما حكومت بلخ را به تو شفقت نموده‌ايم . بيرام خان پاىبوس نموده داخل قلعه شده اموال جانى بيگ سلطان به جهت سركار شريفهء خاصه ضبط نموده ، باقى اموال سپاه اوزبك را در ميانهء سپاه قزلباش تقسيم نموده به حكومت مشغول گرديد . و بابر پادشاه را خيال اين بود كه ولايت تركستان را از براى او بگيرند ؛ و چون نواب اشرف آينهء جهان‌نما بود ؛ به امير نجم مقرر فرمودند كه پيشخانه را به جانب تركستان سراپاى [ 267 ] كنند . اما محمد تيمور خان كس به نزد عبيد خان فرستاده كه به اين صوب بيائيد شايد فكرى ديده شود ، اينك شيخ اغلى مىآيد . عبيد خان روانهء سمرقند شده داخل گرديد ، كه در اين وقت كسى از نزد جانى بيگ سلطان آمده ، گفت كه امروز ما ولايتى نداريم ، هر گاه شما ولايتى از براى ما بهم رسانيد ، بهتر و الا عاصى شده به سمرقند آمده شما را از آن جا بيرون خواهيم كردن . چون پيغام جانى بيگ سلطان را شنيد ؛ محمد تيمور خان به عبيد خان گفت حكايت جانى بيگ را چه خواهيم - كردن ؟ مقل خانم گفت كه من فكرى كرده‌ام ؛ شما مىبايد كه تاشكند را و عبيد خان ولايت اطرار را به جانى بيگ سلطان واگذاريد ، كه تا او نيز با شما دوست بوده به اتفاق هم علاج دشمن كرده شود . محمد تيمور خان و عبيد خان آن مصلحت را قبول نموده و كليد آن دو قلعه را به جهت او فرستادند . جانى بيگ سلطان قراكسكن سلطان پسر خود را به
هامش
( 1 ) - اصل : ضابط . ( 2 ) - اصل : بكشند .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 393 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب