تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
نموده با پانصد نفر به جانب نيشابور روانه گرديده ؛ چون در نيشابور به نزد سيد - هادى بنى عم خود آمده ، گفت كه امشب هر گاه در اينجا بمانيم ؛ البته فردا به دست قزلباش كشته خواهيم گرديد . پس سيد هادى كوچ خود را با سپاه اوزبك برداشته به اتفاق سيد خواجه به جانب مشهد مقدس روانه گرديد . اما سيد مختار سرهاى مقتولان اوزبك را با سادات و مردم سبزوار « 1 » برداشته به استقبال حضرت ظل اللهى آمده به پابوس مشرف گرديده و آن حضرت ، سيد را را در برگرفته و شفقت‌ها فرمودند و سيد مختار خواب خود را به خدمت آن حضرت عرض نموده و حكومت سبزوار را حضرت ظل اللهى به سيد مذكور شفقت فرموده و بعد از دو روز از آنجا كوچ فرموده و با جاه و جلال تشريف به شهر نيشابور آورده و دو سه روزى در آنجا نزول اجلال داشته روانهء مشهد مقدس گرديدند . و چون فراريان سپاه اوزبك در مشهد مقدس جمعيت نموده بودند ؛ و در اين وقت كه رايات جاه و جلال به نيشابور نزول اجلال داشتند و خبر رسيده بود ؛ جان وفا ميرزا و مهدى خواجه و هادى خواجه و غيره و بزرگان اوزبك تمامى شهر مشهد مقدس در روضهء رضيهء مرضيهء متبركه را تاخت نموده برداشته به جانب [ 233 ] هرات روانه گرديدند . اما چون نواب اشرف به طرق رسيده ، دو چشم مبارك آن حضرت بر گنبد مبارك عرش اشتباه حضرت امام الجن و الانس امام رضا عليه التحية و الثناء افتاده و تمام سپاه قزلباش به آن حضرت موافقت نموده و بعد از سجده از آنجا پياده به راه افتاده همه جا يا مولا يا مولا گويان ، روى به آن آستان عرش اشتباه آورده بودند ، و سادات و خدمتكاران آن آستانهء متبركه ، علم حضرت امام رضا عليه التحية و - الثنا [ را ] به استقبال آورده و نواب كامياب و امراى عظام « 2 » علم را به دوش برداشته
هامش
( 1 ) - اصل : سر فرار برداشته . ( 2 ) - اصل : عظام را .