تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
مشرف گشته ، ملك شاه رستم عرض نمود كه التماس دارم كه ولى نعمت عالميان با سپاه قزلباش سه روز مهمان اين غلام بوده باشند . نواب كامياب قبول فرموده پس ملك شاه رستم از براى هر قورچى يك نفر از توشمال و كائيد را مهماندار تعيين كرده كه آنچه لازمهء مهمان [ 116 ] دارى بود به جاى آوردند . پس نواب گيتى ستان با فتح و فيروزى به اتفاق ملك شاه رستم سوار شده در خانهء او نزول اجلال فرمودند و ملك شاه رستم مجلس پادشاهانه آراسته نموده يك رأس ماديان اعلا پيشكش نموده ، نواب كامياب فرمودند كه اين ماديان از چه سوئى است ؟ عرض نمود كه اين را سوى مشعشعى مىگويند . آن حضرت فرمود كه مشعشع ايلى است ؟ ملك شاه رستم عرض نمود كه بلى ، در ولايت جنوب الكائى است كه آن را حويزه مىگويند و جماعت عربان در آنجا مىباشند كه قبل ازين دين على اللهى داشته‌اند و حال در ميان ايشان مردى بهم رسيده كه او را ملك شاه فياض مشعشعى مىگويند كه او مثل فرعون دعوى الهيت مىكند و حال او [ را ] مى - پرستند . اين چنين اسبان در ميان ايشان بهم مىرسد و اگر كسى در ميان ايشان رفته ازين اسبان خواسته باشد ، برابر زر سرخ نمىدهند ، نهايت جماعت الوار در آن ولايت مىروند ، در ميان ايشان دزديده مىآورد و الحال اقبال نواب كامياب مدد كرده كه اين ماديان را آورده‌اند . نواب گيتى ستان چون اين سخنان استماع نموده در غضب شده متوجه آن ماديان نگرديده خطاب عتاب « 1 » آميز به ملك شاه رستم نموده كه چرا درين مدت به جنگ آن ناپاك مبادرت ننموده‌ايد كه او را به جزا رسانيد ! او به عز عرض رسانيد كه بنده از كجا و او از كجاى . ملك فياض جبارى است كه صد هزار نفر عرب به دو سوار دارد و اين [ بنده ] سى هزار سوار بيش ندارم . آن حضرت فرمودند كه چون با او همسايهء بلد نيز هستيد به اتفاق ، اين دشمن
هامش
( 1 ) - اصل : عطاب .