تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
كه شما غم مخوريد و ما را در حفظ حمايت
« يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ »
« 1 » سپاريد كه حضرت رب الارباب هر ساعت به نظر مرحمت هفتاد مرتبه به بندهء خود نظر مىكند شماها به تماشا مشغول باشيد اما چون آن شير آن حضرت را ديده پيش آمده سرى حركت داد آن حضرت فرمود كه اى گربهء شاه مردان ، راهدارى مىخواهى به چشم خدمت مىكنم . به عقب نگاه كرد و دورمش خان را طلب كرده فرمودند كه چند رأس گاو و گوسفند حاضر كنند . چون حاضر شد ، فرمودند كه آنها را به دهنهء [ بيشهء ] آن شير برده بگذاريد و مراجعت نمائيد . دورمش خان بفرموده عمل نمود ، چون پيشتر رفت باز دو شير بزرگ و كوچك ديد . اما چون شير بزرگ ديد كه گاو و گوسفند را شخصى در دهنهء بيشه گذاشته مراجعت كردند ، آن سباع صاحب هوش ، سرى در خدمت آن حضرت فرود آورده برگرديده و آن شيرهاى ديگر صبر كردند كه تا آن شير نيز از خدمت آن حضرت برگشته داخل بيشه گرديده ، پس همه به اتفاق ، همان گاو و گوسفند را پيش انداخته رفتند . نواب كامياب از آنجا روانه شده چون متوجه شدند ، به جائى رسيدند كه گنبد عرش اشتباه اسد اللّه الغالب و غالب كل غالب مظهر العجايب و مظهر الغرايب امام - المشارق و المغارب ابن عم پيغمبر و باب شبير و شبر ساقى حوض كوثر حضرت امير المؤمنين حيدر على بن ابى طالب عليه السلام از دور ديده [ شد ] آن حضرت پياده شده و روى را [ 180 ] بر خاك نهاده گريه‌هاى شوق و ذوق كرده و كل امرا و قزلباش خود را بر زمين انداخته و بعد از سجده تمام قزلباش از خرد « 2 » و بزرگ زبان به ذكر جميل حضرت رب جليل گويا كرده سر و پاى برهنه روانه شدند . چون به دو فرسخى رسيدند ، علم‌هاى حضرت شاه اوليا را سادات و ذاكران آورده ،
هامش
( 1 ) - آيهء يازده از سورهء فتح . ( 2 ) - اصل : خورد .