تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
گيتى ستان با دولت و اقبال و فتح و فيروزى داخل دار السلام بغداد شده نزول اجلال فرموده خطبه به نام ائمهء اثنى عشر عليهم « 1 » السلام خوانده مردم شروع به تبرا نمودند ، و بعد از آن سيد محمد كمونه كه از سادات كبار اهل عراق بود ، توليت نجف اشرف را با حكومت بعضى از عراق [ 107 ] عرب را به او شفقت فرمودند و ايالت بغداد را با توابع به خادم بيگ امير ديوان ارزانى داشته و او را خليفة الخلفا القاب فرمودند . و در آن وقت به مسامع جاه و جلال رسيد كه درين حدود بيشه ايست و در آنجا شيرى مسكن دارد و ازو انواع آزار به مردم مىرسد و هيچ كس را مجال تردد و عبور در آن حوالى و حواشى نيست . پس نواب گيتى ستان با دلاوران دوران كمر همت در دفع آن شير بسته روانه شدند . و نواب گيتىپناه خود به نفس نفيس متوجه شده ، چون نزديك شير ژيان رسيد به يك چوبه تير ، آن شير را به خاك هلاك انداخت . بيت
برآمد فغان ز آسمان بر زمين * كه بر دست و بازوش صد آفرين
چون نواب گيتى ستان آن سباع را از پاى درآورد تشريف شريف به صحراى سيب آورده دو شير نر را در آنجا به قتل آوردند و از آنجا به سر روضهء سلمان فارسى عليه الرحمه روانه گرديد . چون به نزديك رسيدند ، عرض نمودند كه در اين جا نره شيرى سر راه گرفته و مجال تردد نيست . آن حضرت متوجه آنجا شده ، تمام امراى نامدار در جلو بوده ، چون شير را ديده امرا را گذاشته مركب جهانيده نزديك شير رسيد . امرا تمام به خاك افتاده عرض نمودند كه ما در تمام عمر خود همچنين شيرى را نديده‌ايم مبادا خدا نخواسته چشم زخمى روى دهد . آن حضرت فرمودند
هامش
( 1 ) - اصل : عليه .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 165 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب