تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
اما سيد محمد كمونه در مجلس بايرك سلطان بود كه ايلچى آمده جواب گرفته رفت . بعد از رفتن ايلچى ، سيد مذكور با بايرك سلطان گفت كه اگر با پادشاه ايران مدارا كنى بهتر خواهد بود . بايرك بدرگ گفت كه پس تو نيز با قزلباش زبان « 1 » يكى داريد و من مىدانم كه تو رافضى بوده‌اى . پس فرمود كه سيد محمد را گرفته محبوس كردند و سيد محمد متولى [ بقعهء شريف ] حضرت امير المؤمنين عليه السلام بوده . پس جاهلان شهر به نزديك بايرك آمده گفتند تا آمدن [ 105 ] شيخ اغلى ما حسين بيگ لله را از پيش برداريم چون او بيايد ، علاج او زود كرده مىشود . پس بايرك بدرگ قبول نموده سپاه خود را برداشته از قلعه بيرون آمده در برابر سپاه حسين بيگ لله صف كشيده و حسين بيگ نيز با سپاه نصرت‌پناه سوار شده و سر راه بر ايشان گرفته جنگ در پيوسته و در حين گير و دار با سپاه جرار بودند كه از جانب بيابان علم اژدها پيكر نواب گيتى ستان پيدا شده و شيعيان بغداد از برج و باره علم نواب اشرف را ملاحظه نموده ، غلامان و هواداران سيد محمد كمونه بر سر زندان بايرك ريخته چند نفر را به قتل آورده سيد را از زندانخانه بيرون آوردند . و اما سيد محمد فرمود كه شاهى سون نموده دروازهء قلعه را محكم بستند . اما حسين بيگ لله دادمردى مىداد كه در آن وقت نواب كامياب تشريف شريف ارزانى داشته و امراى نامدار از عقب ، سر در يال اسب گذاشته رسيدند و بايرك در ميان گرد و خاك علم
« نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ »
را نديده وقتى خبردار گرديد كه از دروازهء شهر صداى كرناى شاهى بلند شد . لرزه بر اندام بايرك افتاده فرمود كه سپاه دست از جنگ بازداشته راه شهر و قلعه را پيش گرفته روانه گرديد و چون به
هامش
( 1 ) - اصل : زيان .