تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
بيت
شتابان شد آن سيل دريا شكوه * كه پيشش يكى بود « 1 » هامون و كوه
روان شد به بغداد چندين سپاه * كه روى زمين شد همه شاهراه
و بعد از طى مسافت بعيد به تاريخ بيست و پنجم شهر جمادى الثانى « 2 » به حوالى بغداد به منزل ماهى دشت نزول اجلال اردوى كيوان پوى واقع شد . اما چون بايرك « 3 » سلطان ناپاك ، از توجه رايات نصرت آيات به جانب بغداد خبر يافته ، سراسيمه شده در فكر قلعه‌دارى و آذوقه جمع نمودن افتاده خود را يكباره ياغى درگاه كرد . اما نواب اشرف در ماهى دشت مقرر فرمود كه حسين بيگ لله با شش هزار كس روانهء بغداد گردد « 4 » كه شايد بايرك سلطان را از محاصرهء قلعه بيرون آورده جنگى واقع نشود . پس روانهء بغداد شده در بيرون قراپو نزول فرموده كس به كرد بايرك سلطان به نصيحت فرستاد و دو كلمه به اين مضمون نوشته كه بايرك سلطان را اعلام آنكه رايات جاه و جلال به اين ولايت مىآيد ، شما [ را ] در قلعه بستن و در محاصره نشستن خوب نيست بايد اطاعت نمودن . از قلعه بيرون آييد ، هر گاه اطاعت اين پادشاه [ را ] كه مروج دين و مذهب به حق اثنى عشر عليهم « 5 » السلام است بكنيد ، همان در عراق عرب فرمان فرما خواهيد بود و الا جنگ را نيز آماده باشيد . هر كدام شما را خوش آيد خوب است . چون نوشتهء حسين بيگ لله به بايرك سلطان رسيده ملاحظه نموده گفت كه بىانصاف‌اند جماعت قزلباش كه تمام ملك ايران از دست ما گرفته‌اند و يك بغدادى در تصرف اولاد حسن پادشاه مانده و آن را نيز نمىتوانند ديد ؟ جواب نامه جنگ است . ايلچى آمده شرح احوال را عرض « 6 » نمود .
هامش
( 1 ) - اصل : بودو . ( 2 ) - سال 914 ( حبيب السير . ج 4 ص 492 ) ( 3 ) - در عالم آرا و حبيب السير « باريك » ضبط شده است . ( 4 ) - اصل : كرد . ( 5 ) - اصل : عليه . ( 6 ) - اصل : نيز عرض .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 161 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب