تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
هوش پردلان مىرسانيد و نفير ضرب‌زن لرزه بر اندام بهادران مىانداخت و مهرهء تفنگ ، جان را از آميزش « 1 » تن مىرهانيد . درين وقت مقرر شد كه حسين بيگ لله [ با ] فرقهء دليران دست از جنگ كوتاه گرداند كه بىصرفه است . پس از فراز قلعه صدا و فرياد بر آوردند . از صداى ايشان غضب بر آن حضرت مستولى شده خواست كه معاودت به جنگ كند ، كه امراى نامدار به عرض رسانيدند كه اين قلعه را بايد به فكر و تدبير مفتوح ساخت و اگر نه به جنگ ممكن نيست . تا آب و آذوقه بر ايشان تنگ نشود ، به امان نيايند ؛ دگر چاره نيست . پس چون شب در آمد ، نواب گيتى ستانى دست به درگاه قاضى الحاجات برداشته مناجات كرده فتح قلعه را مسئلت نمود بخوابيد و جناب حضرت امير المؤمنين عليه السلام در خواب به نواب گيتى ستان فرمودند كه على الصباح بر سر آبى كه رودخانهء چل رود بخش مىشود رفته خطى بر روى زمين خواهد بود ، بفرمائيد به سپاه كه اين زمين را بكنند كه مكاكه ( ؟ ) ممر آب رودخانه بوده است . چون جاماسب حكيم اين قلعه را ساخت و آب را از آن ممر به دور قلعه انداخته است و آن ممر را به گل و سنگ پر كرده‌اند ، مىبايد كه اين ممر را پاك كنند و آب را برگردانيده به ممر اول اندازند [ 84 ] تا محصوران از تنگى آب به شتاب در آمده قلعه را به تصرف دهند . چون نواب خاقانى از خواب بيدار شد ، حسين بيگ لله و امير نجم را و بعضى از امراى نامدار [ را ] طلبيده خواب را تقرير فرمودند و صباح به دولت و اقبال سوار شده با امراى نامدار بر سر آب آمده خطى كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام نشان داده بود ، ملك خط نموده « 2 » مقرر فرمود كه تمام امراى نامدار و سپاه نصرت شعار ، شاهىسون نموده آن ممر را بكنند .
هامش
( 1 ) - اصل : آميرش . ( 2 ) - ظ : ملاحظه نموده .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 129 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب