تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
آمده از راه ديگر داخل قلعه گرديده . چون روز شد ، حسين كيا كس به اطراف فرستاد كه خبرى بياورند كه اين چه كس بود ! هر چند در آن بيابان گرديدند ، اثرى از سپاه در آن صحرا نديده پس مراد بيگ تركمان گفت كه به خدا قسم است كه اين كار الياس بيگ است . القصه آن شجاع زمان چهار مرتبه شبيخون بر آن سگساران آورده بسيارى از ايشان را به قتل رسانيد . اما نواب گيتى ستان از ممالك شيراز [ 74 ] كوچ فرموده لواى دولت و اقبال آن شهريار از افق قم طالع « 1 » شده و آفتاب طلعت آن حضرت بر اطراف مملكت لامع گشت ، و حكام اطراف و سرداران اكناف « 2 » روى به درگاه جهان - پناه آورده به الطاف عنايات پادشاهانه سرافراز و مفتخر شدند ، و خبر نزول اجلال آن شهريار از دار المؤمنين قم طالع شد . و اين خبر به حسين كيا رسيده واهمه برداشته سراسيمه شده با امراى خود [ و ] مراد بيگ تركمان صلاح ديده كه مىگويند شيخ [ اغلى ] به قم آمده است و من تا علاج اين مرد ترك را نكنم بىنيل مقصود از جانب رستمدار نمىتوانم رفتن ، و اين ننگ « 3 » در اوجاق چلاويان خواهد ماند . مراد بيگ گفت علاج آن اين است كه از در صلح و صلاح در آمده و الياس - بيگ مرد ساده‌لوحى است احتمال دارد كه فريب خورده از قلعه بيرون آيد . چون در كشتن او اصرار « 4 » داريد ، مگر اين قسم علاج آن توان نمود . پس حسين كيا گفت كه اگر تو چنين كنى كه او از قلعه بيرون آيد ؛ ممنون تو خواهم بود . پس فرمود كه نامه‌اى به الياس بيگ نوشتند به اين مضمون كه : شنيده‌ايم كه نواب خاقانى از ما بىدماغ شده خاطر مبارك از ما ملال دارد
هامش
( 1 ) - اصل : طلوع . ( 2 ) - اصل : اكتاف . ( 3 ) - اصل : ننگ را در . ( 4 ) - اصل : اصدار .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 113 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب