و اما هماى دولت و سعادت ، سايهء اقبال بدان ديار انداخته و آفتاب طلعت همايون آن خطهء ميمون را مشرف و معزز ساخت و پيك گردون سير اخبار « 1 » فتح و تصرف را به مسامع عالميان رسانيده فراغت يافت . و در آن حين به عز عرض رسانيدند كه حسين كياى چلاوى والى مازندران به اغواى مراد بيگ تركمان لشكر بر سر دامغان و طهران و ورامين « 2 » و آن ولايت كشيده ، تمامى اموال شيعيان را تاخت و تاراج نموده و مراجعت كرد [ ه ا ] ند .
چون اين خبر به مسامع جاه و جلال رسيد ، فرمودند كه الياس بيگ حلواچى اغلى ، سپاه نصرتپناه را برداشته روانهء آن ديار گردند « 3 » [ و ] آن بى - ادبان را گوشمال بليغ نموده تنبيه نمايد . چون الياس بيگ پابوس نموده روانه شد ؛ نواب كامياب به عيش و شكار مشغولى « 4 » داشتند .
ذكر رفتن الياس بيگ به جانب دامغان به جنگ حسين كياى « 5 » چلاوى و كشته شدن الياس بيگ به مكر حسين كيا و چگونگى آن گويد « 6 »
اما چون الياس بيگ با سيصد نفر متوجه دامغان شدند و آن ولايت [ 73 ] نسبت به الياس بيگ داشته ، وقتى به آنجا رسيد كه حسين كياى چلاوى آن ولايت را تاخت و تاراج نموده به جانب رستمدار رفته بود . اما اموال و اسباب تاخت را به مراد بيگ تركمان داده و در آن نزديكى مىبود . الياس بيگ به ايلغار تمام به عقب آن گروه مكروه رفته . غافل بر سر ايشان ريخته جمعى را به قتل آورده و آنچه اموال و اسباب و غيره كه برده بودند ؛ از ايشان گرفته و عنان معطوف نموده روانهء قلعهء ورامين گرديدند . و آن خبر را مراد بيگ به جهت
هامش
( 1 ) - اصل : آن خطهء ميمون را شرف و معزر ساخت و بيك كردون اخبار سير فتح و .
( 2 ) - اصل : طهران در آئين .
( 3 ) - اصل : گرديدند
( 4 ) - اصل : مشغول .
( 5 ) - اصل : بجنگ دامغان و بجنگ حسين كياى .
( 6 ) - از وقايع سال 909 در احسن التواريخ است .