تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
بيابان يكى گام بىمرد نه * همه چرخ يك برج بىگردنه
عساكر منصور در عين رفاهيت و سرور و وفور بهجت و حضور ، كران تا كران دشت و هامون را فروگرفته شادان و فرحان ، جوشان و خروشان روان شدند و در عيش و كامرانى منزل‌به‌منزل خوشحال و خوشدل مىرفتند ، چه همه را از كثرت غنائم و فتوحات و ثروت و مال و منال بدن در پيراهن نمىگنجيد . پس از قطع مراحل به سه منزل به قصبهء ديزق رسيده ، دهنهء ايلان اوتى محل نزول همايون گرديد و چون از ده ايلان اوتى گذشته ، در ضمان حفظ ذو الجلال به دولت و به اقبال مراحل طى شده به دو كوچ از راه يتّىساى و قره بليغ گذشته دامنهء ميانكال مضرب خيام نيكوفرجام گرديد و از آنجا نيز به سعادت نهضت فرموده به چهار كوچ سايهء حلول و وصول به دار السلام فاخرهء بخاراى شريف انداخت . ديدهء اهالى مملكت از غبار موكب همايون روشنايى يافت و اشعّهء آفتاب مسرّت و شادمانى بر خواطر و بر ضماير اكابر و اصاغر ديار برتافت . ارگ اعلا از يمن مقدم فرخندهء و الا و از فرّ وصول و نزول شهريار كامكار غيرت فيروزه حصار گرديد . نظم
رسيد خسرو انجم سپه سوى توران * خجسته رايت و راى ، گزيده نام نشان جهان به كام و فلك بنده و ملك داعى * اميد تازه و دولت قوى و بخت جوان فتوح سوى يمين و سعود سوى يسار * سپهر پيش‌ركاب و زمانه زير عنان به صد تجمّل و شوكت ز ملك فرغانه * رسيده طالع فرخنده پيش‌پيش روان ز پيچ و تاب زمان از گزند دورانديش * حفيظ عافيت خود بدار يا منّان