گفتار در بيان يورش امير صاحبقران ظفرقرين معدلت آيين كرّة سيوم از پايتخت توران زمين به جانب ممالك فرغانه زمين
و فتح نمودن ملك خوقند و خجند و اندجان و مرغينان و كاسان و شهر خان مع توابع و لواحق آن تا به سرحدّ ولايتهاى كاشغر و ياركند و به آسانى به دست درآمدن دار الملك بلاد تاشكند و تركستان و سراپاى دشت قپچاق تا به سرحدّ شرق قرغيز مع ايلاتيهء قرغيز و قزاق و قلماق تا حدود مملكت روس بر خاطر عاطر دانشپژوهان و بر ضمير منير خوردهبينان خفى مباد كه چنانچه در سفر دويم بعد از فتح قلاع يام و زامن و تسخير چندين حصن حصين و پس از تلاقى صفّين و انهزام لشكر دشمن در بالاى بلاد استروشن ، جنابعالى در آن مورد به يارمندى اقبال فرخنده مآل داخل دار الملك خجند گرديده ، و از آنجا نيز با فيروزمندى تمام گذشته در قصبهء قرچى قوم رسيده ، دو سه روز توقف فرموده ، يك ساله باج و خراج ممالك فرغانه را گرفته به لشكر ظفر پيكر قسمت نموده داده خطبه و سكّهء آن بلاد را به نام نامى گرامى خود كرده بود كه خان خوقند عهد و پيمان را به ايمان مؤكد نموده حلقهء غلامى شاه جهانپناه را به گوش جان افكنده به صد عذر و التماس از راه گردانيده بود . چنانچه در اثناى راه مراجعت امير صاحبقران ، سلطان محمود خان برادر محمد على خان را به جهت مصلحت و دورانديشى به ولايت خجند حاكم گذاشته بازگشت نموده بود .
بعد انقضاء اين واقعيات جناب امير خجسته صفات آمده آرام گزين دار السلام فاخرهء