تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
بخاراى شريف گرديده به عدل و داد كه شيوهء مرضيهء آنست مشغول مىبود كه در حين مستى چلهء زمستان خبر رسيد كه محمد على خان مادر خود را مع چندى آق سقالان افسون‌پرداز به نزد برادر خود سلطان محمود خان فرستاده نيرنگى كرده خجند را به تاشكند مقابل كرده ، سلطان محمود خان را به تاشكند فرستاده خجند را به دست درآورده است . به شنيدن اين خبر وحشت‌اثر امير نيكو سير اركان دولت را طلب نموده مشورت انداخت . همهء امرا زمين عبوديت بوسيده عرض بندگى نمودند كه جهان پناها الحال غرور مستى زمستان و وفور برف و باران است . توقف بايد نمود تا وقتى كه آفتاب به نقطهء دايرهء برج حمل آيد سرماى وى بر طرف گرديده هوا رو به اعتدال ربيعى آرد . آنگاه عزم شاه عالم‌پناه مستحسن مىنمايد و برين قضيه همهء بندگان بر خود لازم و واجب شمرديم كه تا به اين مفسد بد عهد سست‌پيمان كار را يك طرف نسازيم شمشير در نيام ناندازيم . الغرض تا به رسيدن بهار خرّم آثار امير والاتبار بدين عزم جزم كرده تواچيان را بر اطراف ممالك محروسه فرستاده ، فرمان قضا جريان نفاذ يافت كه امراى ايل و اولوس و سرحدداران با ننگ و ناموس از بلخ تا بدخشان از نسف تا حصار شادمان و اندخوى و ميمنه و شبرغان و جماعت تركمنيه دو رويهء لب آب و از كركى تا چار ولايت و نيز ميران ميانكال بالإستقلال درستى لشكرهاى خود را كرده از اسب و اسباب و از هر باب محفوظ گردانيده ، در وقت معين به ميعادگاه مقرر در دشت شيراز سمرقند جمع مىشوند . بعد از اين سپارشات ، امير والاصفات ، منشى فصاحت آثار بلاغت شعار را طلب نموده رقعهء مدلّل به پند و نصيحت و نيز به اشارت با بشارت فضيحت ، مرقوم فرموده به دست يكى از ملازمان آستان عالى داده ، به طريقهء ايلچىگى به جانب خوقند روانه نموده فرستاد . بعد از آن در همين اوّل بهار فرخنده آثار ، امير جم جاه انجم سپاه به نيّت تسخير ممالك فرغانه و اندجان لشكر بىكران جمع نموده ، تيغ سياست از روى جلادت بر ميان