توقف فرموده ، از رنج راه برآسود و در اين اثناء جناب كامياب مستطاب امير صافى ضمير اركان دولت را طلبيده ، از هر جانب از آمد و شد حوادثات عالم سخن رانده ، مشورت انداخته ، فرمود كه محمد على خان در برابر كردار ناشايستهء خود اندك كوششى كه ازينجانب ديد از چه رو به راه اعتذار درآمده پشيمانى آورد ؟ آيا از روى بيم و هراس متوهّم گرديده ، به ملاحظه افتاده باشد ، يا آنكه عذرخواهى آن به جهت مصلحت انديشى مكر و حيله باشد ؟
اركان دولت و امراى صاحب فطانت همه زمين عبوديت بوسيده ، لب به پاسخ گشاده ، گفتند كه پادشاه عالم را بقا باد . اگر محمد على خان از روى ديندارى و از راه رويهء مسلمانى از كردهء خود پشيمان شده عذرخواهى نموده است ، عهد برادرى كه به جناب عالى داشت همچنان كماكان برقرار است و الّا اگر از روى بدباطنى ، بدعهدى نمايد لشكر ظفر پيكر فيروزى اثر به جهت مدافعه تيار است .
نظم
چو كار افتد به وقت جان سپارى * ز ما كوشش ز اقبال تو يارى
زهى توفيق آن فرخنده نوكر * كه در بازد به راه خدمتت سر
القصه سرورانى كه بودند هركدام از هر گوشه موافق مرام سخن را به سرانجام رسانيده ، عرض بندگى نمودند . بعد از انقضا و اتمام سخن ، پادشاه پرفن به زبان فصاحت نشان چنان شكرفشانى نمود كه به خاطر عاطر بدين طريقه مىرسد كه علاج هر واقعه قبل از وقوع بايد نمودن . اگر سلطان محمود خان برادر محمد على خان را كه مشار اليه از اكهء خود دلماندگى كرده ، در ولايت شهر سبز آمده است مومى اليه را از آنجا طلبيده آورده مهربانى را دربارهء آن ارزانى فرموده فرمانروايى حصن حصينى را از اطراف بلاد استروشن به دو مسلم داريم از وجه زر لشكر با او معاونت نماييم از سر غرور و پندار هردو برادر به يكديگر درافتاده واقعهء « گوشت خر و دندان سگ » به وقوع آيد .
همهء امرا به مجرد شنيدن اين خطاب سراسر صواب بر راى مهر انجلاى عقدهگشاى