بخشيده ، از دنيوى بىنياز گردانيده ، از آنجا رو به مكان مقصد نهاده ، ظفر در ركاب و نصرت در عنان ، داخل بخاراى شريف گرديد . زمين بخارا از فرّ وصول و حلول رايات سعادت آيات ، نزاهت روضات جنان يافت .
امير صاحبقران ظفر توأمان ، چون به تأييدات آسمانى به سرير خلافت مصير جهانبانى برآمده ، تختگاه را به شكوه خاقانى و فرّكيانى رفعت هفتم آسمان بخشيد .
نظم
به فرّختر زمان شاه جوانبخت * به دارالملك خود شد بر سر تخت
جهان را از عدالت داد يارى * ولايت را ز فتنه رستگارى
والدهء مشفقهء مكرمه جناب عالى از براى تصدّقات زر و زيور بسيار و درّ و لولؤ بىشمار نثار مقدم فرزند ارجمند عالىتبار نموده به فقرا و مساكين ديار كرم فرمود .
نظم
درم ريختند از كران تا كران * هوا گشت ابر جواهرفشان
فرو ريخت چون قطره ز ابر بهار * زر و گوهر و لؤلؤ شاهوار
ز بس گوهر و زر كه افشانده شد * ز بر چيدنش دستها مانده شد