تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
رسولان چو رخصت ازو خواستند * زمين بوسه دادند و برخاستند
بعد از رخصت كردن ايلچيان فرمان قضا جريان صدور يافت كه قورغان پشاغر را با خاك برابر سازند و عمارات آن را از بيخ و بنياد دراندازند و ذخايرى كه دشمن جهت ايلغرى جمع نموده باشد همه را به لشكرى قسمت نمايند . حسب الفرمايش عالى امراى دولت آن قلعه را چون دل مخالفان ويران كار ابتر و ويران ساخته ، انبار غلّه و برنج را مع كلوچه‌هاى پخته و آردهاى نپخته را به المانيه بخش نموده ، اسباب قورغاندارى آن موضع را مع قورخانهء آن به ولايت ديزق كشانيدند . نظم
حصارش سراسر بينداختند * درون از ذخائر بوپرداختند سراسر همه با زمين پست راست * كه شاه جهان را همين بود خواست
مير جهان‌پناه سكندر دستگاه ، سه روز در آن سرزمين توقف فرموده ، دست مكرمت به داد و دهش گشاده ، جماعت لشكرى را صغيروكبير تا برنا و پير به پوششهاى شاهانه و به خلعتهاى ملوكانه سرافرازى بخشيده و تمامى اعيان و اماثل اركان دولت را على اختلاف طبقاتهم به انعامات خسروانه محظوظ گردانيده و همه را فراخورد احوال ، مرحمت در مرحمت افزود و غنچهء مراد ايل و اولوس را به نسيم عنبر شميم مهربانى چون گل بگشود . نظم
ز دريا دلى شاه‌گردون شكوه * نوازش بسى كرد با آن گروه سران سپه را كه بردند رنج * به خروارها داد دينار و گنج بر ايشان در مرحمت باز كرد * همين را همان را سرافراز كرد كمر داد و تشريف و شمشير خاص * به دلجوييش يافتند اختصاص